شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٣٧ - حكايت«٤» طايفهاى دزدان عرب بر سر كوهى نشسته بودند
يكى از انبياء بنى اسرائيل است كه در تورات، سفرى به او منسوب است و شرححال او در آن سفر و در سوره انبياء آيات ٨٧ و ٨٨ و سوره صافات و سوره قلم مذكور است. يونس را ذو النون نيز گويند. وى از طرف حق مأمور ارشاد مردم نينوا بود. از گمراهى ايشان دلخسته شد و خواست بگريزد. به كشتى آمد اما كشتى در سير خود بخطر افتاد. بنا شد يكى از مسافرين را به دريا افكنند تا كشتى سبك شود. قرعه بنام يونس افتاد و چون او را به دريا افكندند نهنگى لقمهوار او را در دهان گرفت و به ساحل افكند. خداوند كدوبنى بالاى سر او رويانيد تا بر وى سايه افكند و بزى كوهى، او را شير داد تا نيروى از دست داده را بازيافت. آنگاه يونس از دلخستگى خود پشيمان شد و براى انجام فرمان الهى به نينوا بازگشت.
(راجع به يونس، رجوع شود به اعلام قرآن مجيد از نگارنده).
______________________________ (١٣٠)- كمين: كمين، عدهاى است كه پنهان شوند و فرصت نگهدارند تا يكباره به دشمن حمله آورند و مجازا بر كمينگاه اطلاق ميشود.
كمون، بمعنى در نهان بودن و مكمن، بمعنى كمينگاه و كامن، بمعنى نهفته از همين ريشه است.
(١٣١)- يگانيگان: يگانيگان و يكيك (يك به يك، يكايك)، عدد توزيعى است.
همچنانكه، يگانه، مخفف يكگانه است، يگانيگان مخفف «يكگان يكگان» است.
(١٣٢)- كتف: در عربى بفتح اول و كسر ثانى و بكسر اول و سكون ثانى و فتح اول و سكون ثانى تلفظ ميشود ولى در فارسى، سبكترين تلفظ يعنى بكسر اول و سكون ثانى پذيرفته شده و بمعنى شانه و دوش است. جمع كتف، اكتاف.
(١٣٣)- بامدادان: بمعنى صبح و فردا صبح. ريشه پهلوى آن بامدات) t ?adm ?ab (است و مركب است از «بام» و «داد» و الف و نون آن نشانه قيد زمان است.
(١٣٤)- درگاه: اسم مركب از در و گاه. ادات مكان.
(١٣٥)- همه را بكشتن اشارت فرمود: يعنى دستور كشتن همه را صادر كرد.
«را» در عبارت «همه را» نشانه تخصيص است و همه، مضاف اليه است براى كشتن و در محل مفعول واقع شده است.
(١٣٦)- اتفاقا: مصدر باب افتعال از فعل: وفق، يفق. اتفاق بمعنى جور آمدن است و با تنوين نصب، بعنوان قيد زمان در زبان فارسى بكار ميرود و بجاى مفعول فيه عربى است.
ممكن است بجاى اتفاقا، گفته شود: اتفاق را.
\* قاعده: تنوين نصب، بصورت الف نوشته ميشود مگر در موردى كه لفظ عربى تنويندار با تاء مربوط (ة) يا همزه ختم شود. در آنصورت علامت تنوين نصب، فقط دو فتحه است مانند عجالتا، ابتدا. در زبان فعلى فارسى، ظاهرا سه لفظ است كه با تاء اصلى ختم ميشود