شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٢٠ - تعليقات بر ديباچه گلستان
با تلفظ «واو» و كسر «خاء» در زبان عربى بهمين معنى بكار ميرود و خوان الاخوان نام يكى از كتابهاى حكيم ناصر خسرو قباديانى است.
دريغ: بكسر اول بمعنى افسوس و مضايقه است. بضم دال هم ضبط شده.
______________________________ (١٥)- پرده ناموس بندگان را:
\* قاعده راجع به فصل و وصل: از نظر بيان، فصل و وصل جملهها، اهميتى بسزا دارد و اصل، اين است كه هرجملهاى مستقل باشد، يعنى آوردن واو عطف ميان دو جمله برخلاف اصل است مگر آنكه واقعا ميان دو جمله، مشتركات يا ترتيبى يافته شود. هرگاه ميان دو جمله، كمال اتصال يا كمال انقطاع يا شبه كمال اتصال يا شبه كمال انقطاع باشد، فصل لازم است. غالبا شيخ فقط دو جمله مسجوع را بر يكديگر عطف ميكند بعلاوه در موردى كه سياق جمله تغيير كند، دو جمله را بدون واو عطف مىآورد چنانكه در اينجا چون مسند اليه «ميدرد و ميبرد» غير از مسند اليه «رسيده و كشيده» است دو قرينه آخر را از دو قرينه اول جدا كرده و با واو عطف همراه نياورده.
ناموس: لفظ عربى است از ريشه يونانىsomoN بمعنى قانون و شريعت. جمع آن نواميس است. علم شرايع را علم نواميس نيز مينامند. در زبان فارسى، ناموس بمعنى قانون آمده لكن بيشتر در معنى شرافت و آبرو و هرچيزى كه حفظ حرمتش لازم باشد بكار ميرود.
(١٦)- بگناه فاحش ندرد:
بگناه يا به گناه هردو درست است زيرا «به» بمعنى «باء» است. ريشه پهلوى گناه، «وناس» است و از اين ريشه، الفاظى در زبانهاى اروپايى هم وجود دارد. شايد لفظ جنحه و جناح معرّب گناه باشد.
فاحش: معنى اصلى آن بيش از اندازه و متجاوز از حد است و فحشاء و فحش نيز از همين ريشه آمده. غبن فاحش، فريفتگى بسيار زياد و آشكارا در دادوستدها است.
دريدن: در اينجا مجازا بمعنى هتك استعمال شده.
(١٧)- و وظيفه روزيخواران ...
وظيفه: بمعنى تكليف و مقررى است و در اينجا بمعنى دوم بكار رفته. در بعضى نسخهها بجاى روزيخواران «روزى» ضبط شده.
بخطا و به خطا هردو درست است زيرا «به» در جاى كلمه «باء» است.
خطا، در اصل خطأ است و معنى اصلى آن ضد عمد ميباشد اما مجازا و غالبا در معنى اشتباه و بدكارى استعمال ميشود.
منكر: بفتح كاف بمعنى زشت و ناپسند. اسم مفعول است از انكار.