شرح گلستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١١٩ - تعليقات بر ديباچه گلستان
يا فعلى و با دست و سائر اعضاء باشد.
برخى دست را به زبان اضافه كردهاند تا استعاره را برساند لكن اضافه استعارى در اينجا پسنديده نيست.
______________________________ (١٠)- اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ آيه ١٣ از سوره سبا. ترجمه: اى خاندان داوود سپاس بجاى آوريد. اندكى از بندگان من سپاسگزارند.
|
اكثر مردم كرند و لال و كور |
و قليل من عبادى الشكور |
|
داوود: نخستين پادشاه بنى اسرائيل است و برحسب قرآن مجيد، سمت نبوت هم دارد.
كتاب زبور يا مزامير از او است.
شكور: صيغه مبالغه است.
(١١)-
|
بنده همان به كه ز تقصير خويش ... |
وزن شماره ١١ با قافيه مردف مردّف.
به: صفت تفضيلى و مسند است براى بنده. فعل رابط جمله حذف شده.
كه: حرف ربط است.
عذر: مفعول است براى فعل آورد.
(١٢)-
|
كس نتواند كه بجاى آورد: |
جمله مكمل است براى «ورنه» مخفف «و اگرنه». فعل شرط آن حذف شده است.
سزاوار خداونديش: قيد وصفى است.
كس: در جمله منفى بمعنى هيچكس استعمال ميشود.
اين قطعه اشاره دارد به كلام ابو بكر صديق كه گفت: العجز عن العرفان عرفان ترجمه:
عجز از شناسايى حق، خود، نوعى شناسايى است. اين مطلب را اما نوئل كانت در كتاب انتقاد عقل نظرى خود بتفصيل بيان كرده است.
(١٣)- باران رحمت بيحسابش ...
اضافه باران به رحمت اضافه تشبيهى است و اين جمله با جمله بعدى لفظ بلفظ معادل و موازن است. از اينروى صنعت ترصيع در دو قرينه بچشم ميخورد. (راجع به ترصيع ر ك:
مقدمه ص ٩٢).
«باران رحمت بيحسابش همه را رسيده» اشاره است به كريمه قرآنى: رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ
(قسمتى از آيه ١٤٧ از سوره انعام).
(١٤)- و خوان نعمت بيدريغش:
خوان: بمعنى سفره و مائده از ريشه پهلوى است. و واو آن معدوله است. اين لفظ