شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣١ - حديث هفتم
همه را هفتم گويند بنا بر اين دو ملاحظه، «پس أمر كند كلمه خود را» يعنى جبرئيل ٧ را و او را كلمه خدا را گويند باعتبار آنكه بمجرد كلمه «كن» موجود شده بى ماده كه از آن مخلوق شده باشد، يا باعتبار اين كه كلمات و سخنان حق تعالى را او بپيغمبران رساند چنانكه حضرت عيسى ٧ را نيز كلمه خدا گويند باعتبار اين كه بلفظ «كن» موجود شده بى پدر و نطفه كه مخلوق شده باشد از آن، يا باعتبار اين كه كلمات حق تعالى در آن زمان بر او نازل مىشده يا او منتفع مىشده به آنها، «پس نگاه داشت مشت اول را» يعنى طينت مؤمن را بدست راست خود از براى تعظيم آن زيرا كه راست اشرف و اقوى از چپ است، «پس شكافت و جدا كرد گل را دو حصه» يعنى اصل گل ماده انسان را دو حصه كرد يكى آنچه در دست راست او بود يا حق تعالى يا آنچه در دست راست جبرئيل بوده، «از تست رسولان و پيغمبران» يعنى ايشان همه از تو خلق شوند، و يكى آنچه در دست چپ او و بنا بر اين تأكيد امريست كه از كلام سابق نيز معلوم شد، و ممكن است كه مراد شكافتن هر يك از آنها باشد از براى جدا كردن آنچه صلاحيت و استعداد آن داشته باشد كه ماده انسان شود و دور كردن فضول و زيادتيها، «پس پرانيد و برد از زمين پرانيدنى و بردنى، و از آسمانها پرانيدنى و بردنى» اين نيز تأكيد سابق است يعنى پرانيد و برد از زمين مشتى را و از آسمانها مشتى را، و چون «ذرا» متعدى و لازم هر دو آمده ممكن است نيز در اينجا لازم باشد و معنى اين باشد كه پريد و رفت از زمين پريدنى و رفتنى يعنى پريد و رفت قطعه از زمين پريدنى و رفتنى و همچنين در آسمانها و مآل هر دو يكيست، و ممكن است كه تأكيد سابق نباشد و مراد اين باشد كه آنچه فضول و زيادتى بود در مشتى كه از زمين فرا گرفته بود پرانيد آن را و متفرق ساخت، و نگاه داشت صفوه و برگزيده آن را از براى خلق آدم ٧ از آن، و همچنين در آنچه فرا گرفته بود بدست راست از آسمانها، و ممكن است كه «ذرأ» بهمزه خوانده شود بمعنى خلق كرد و معنى اين باشد كه: خلق كرد از زمين