شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٣ - ١١٠١٣ يحب أن يطاع و يعصى، و يستوفى و لا يوفى، يحب أن يوصف بالسخاء و لا يعطى، و يقتضى و لا يقتضى
و خصوص دروغ هر دو آمده و «تقوى» نيز بمعنى ورع و پرهيزگاريست يا ترس از خدا، پس اگر مراد بفجور معنى اول باشد ظاهر اينست كه «تقوى» بر معنى دويم حمل شود و اين كه فسوق بتدريج فاسد و زايل ميكند ترس از خدا را، زيرا كه بنا بر معنى اول فاسد كردن فسق آن را امر ظاهريست و محتاج ببيان نيست، و اگر مراد خصوص دروغ باشد باز تقوى بر همان معنى محمول مىتواند شد و بر معنى پرهيزگارى نيز حمل مىتوان كرد كه غرض بيان فسق بودن كذب باشد و منافات آن با پرهيزگارى.
و فرموده است آن حضرت ٧ در وصف كسى كه مذمت فرموده او را:
١١٠١٣ يحب أن يطاع و يعصى، و يستوفى و لا يوفى، يحب أن يوصف بالسخاء و لا يعطى، و يقتضى و لا يقتضى[١].
دوست مىدارد كه اطاعت كرده شود و عصيان ميكند، و استيفا ميكند و ايفا نمىكند، دوست مىدارد كه وصف كرده شود بسخاوت و عطا نمىكند، و اقتضا ميكند و اقتضا كرده نمىشود يعنى مىخواهد كه مردم اطاعت و فرمانبردارى او كنند و با وجود اين خود عصيان حق تعالى و نافرمانى او ميكند و اين موافق است با مذهب حق
[١] - مىتوان عبارت را چنين خواند: يحب ان يطاع و يعصى، و يستوفى و لا يوفى، يحب ان يوصف بالسخاء و لا يعطى، و يقتضى و لا يقتضى- يعنى دوست مىدارد كه مردم فرمانش برند و خود فرمان نبرد، و حقش را تمام بگيرد و حق ديگران را ندهد، دوست مىدارد كه مردم بسخاوتش بستايند با آنچه چيزى ندهد، و از مردم مطالبه حقوق خود كند ليكن كسى از او مطالبه حق خود نكند، و قويا محتمل است كه اين دو كلمه اخير بفاء بوده است و از اشتباه كاتبان بضاد تبديل شده باشد پس معنى اينست كه: دوست مىدارد كه مردم از او پيروى كنند و او خود پيروى از احدى نكند و الله العالم بحقيقة الحال.