شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣١ - ٩٨٠٢ مقاساة الاقلال و لا ملاقاة الاذلال
٩٧٩٦ مداومة الوحدة أسلم من خلصة الناس.
مداومت تنهائى سالمترست از آميزش با مردم.
٩٧٩٧ مرارة الصبر تذهبها حلاوة الظفر.
تلخى صبر مىبرد آنرا شيرينى فيروزى يافتن، يعنى فيروزى يافتن بمطالب و مقاصد، يا بأجر و ثواب كه بر صبر مترتب مىشود.
٩٧٩٨ مصاحب الدنيا هدف النوائب و الغير.
مصاحب دنيا نشانه مصيبتها و حوادث است، يعنى نمىشود كه بر او وارد نشوند.
٩٧٩٩ مرارة النصح أنفع من حلاوة الغش.
تلخى نصيحت سودمندترست از شيرينى غش كردن يعنى از شيرينى سخنانى كه بر وفق خواهش اين كس گفته شود از روى غش و ناصافى با او.
٩٨٠٠ ملازمة الوقار تؤمن من دناءة الطيش.
ملازمت وقار و جدا نشدن از آن ايمن مىسازد از دنائت طيش، يعنى سبكى كردن و از جا بر آمدن.
٩٨٠١ معالجة النزال تظهر شجاعة الأبطال.
ورزيدن نزال ظاهر مىسازد شجاعت شجاعان را، «نزال» بكسر نون بمعنى پائين آمدن هر دو فرقه است از شتران و زد و خورد كردن با يكديگر بر اسبان، چنانكه بعضى از اهل لغت گفتهاند، يا دست و گريبان شدن كسى با هم آورد[١] خود پياده، چنانكه ظاهر كلام بعضى ديگريست.
٩٨٠٢ مقاساة الاقلال و لا ملاقاة الاذلال.
[١] - در برهان قاطع گفته:« هماورد( هم آورد) چون دو كس با هم جنگ كنند هر يك مر ديگر را هماورد باشد يعنى همتا و هم كوشش».