شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٠ - ٩٦٣٥ ما لى أراكم اشباحا بلا أرواح، و أرواحا بلا فلاح، و نساكا بلا صلاح، و تجارا بلا أرباح
اظهار نكند زيرا كه با وجود ايمان بآن انكار بعضى از احكام آن معقول نمىشود و الله تعالى يعلم.
٩٦٣٢ ما أعظم المصيبة فى الدنيا مع عظم الفاقة غدا.
چه بزرگست ماتم در دنيا با وجود درويشى بزرگ در آخرت، مراد اينست كه ماتم در دنيا با وجود اجر و ثواب در آخرت در حقيقت ماتم نيست ماتم بزرگ ماتم دنياست با وجود تهيدستى در آخرت كه آن درويشى بزرگست.
٩٦٣٣ ما نلت من دنياك فلا تكثير به فرحا، و ما فاتك منها فلا تأس عليه حزنا.
آنچه برسى بآن از دنياى خود پس بسيار مكن بآن شادى را، و آنچه فوت شود ترا از آن پس اندوهناك مشو بر آن اندوهى.
٩٦٣٤ ما أكلته راح و ما أطعمته فاح.
آنچه خوردى آنرا رفت، و آنچه خورانيدى آنرا پهن شد بوى خوش آن.
٩٦٣٥ ما لى أراكم اشباحا بلا أرواح، و أرواحا بلا فلاح، و نساكا بلا صلاح، و تجارا بلا أرباح.
چيست مرا كه مىبينم شما را صورتى چند بى روحها، و روحى چند بى رستگارى، و عبادت كننده چند بى صلاح، و بازرگانى چند بى سودها، غرض تشنيع بر جمعى از اصحاب خود بوده باين كه چيست مرا كه مىبينم شما را چنين و چنان يعنى چرا شما چنينيد كه من شما را چنين مىبينم ...؟! نهايت باين عبارت تعبير شده [جهت] اشاره باين كه معقول نيست كه شما چنين باشيد و نمىدانم كه مرا چه شده كه شما را چنين مىبينم «صورتى چند بى روحها» يعنى بى جان باعتبار اين كه اثر خيرى بر ايشان مترتب نمىشده پس گويا بى جان بودهاند، و «روحى چند» يعنى مىبينم شما را