شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٩ - ١٠٣٩٧ لا تقض نافلة فى وقت فريضة، ابدأ بالفريضة ثم صل ما بدا لك
از براى آزمايش مؤمن باشد پس از آن شاد بايد بود كه بمنزله تحفهايست از براى او نه از خلاف آن.
١٠٣٩٥ لا تصحب الا عاقلا تقيا، و لا تعاشر الا عالما زكيا، و لا تودع سرك الا مؤمنا وفيا.
مصاحبت مكن مگر عاقل بسيار پرهيزگارى را، و آميزش مكن مگر عالم بسيار پاكيزه را، و مسپار سر خود را مگر مؤمن بسيار وفا كننده را.
١٠٣٩٦ لا تحمل على يومك هم سنتك، كفاك كل يوم ما قدر لك فيه، فان تكن السنة من عمرك فان الله سبحانه سيأتيك فى كل غد جديد بما قسم لك، و ان لم تكن من عمرك فما همك بما ليس لك.
بار مكن بر روز خود اندوه سال خود را، كافيست ترا در هر روز آنچه تقدير كرده شده از براى تو در آن، پس اگر بوده باشد سال از عمر تو پس بدرستى كه خداى كه پاكست او بزودى مىآورد براى تو در هر فرداى تازه آنچه را قسمت كرده از براى تو، و اگر نبوده باشد از عمر تو پس چيست اندوه تو براى آنچه نيست از براى تو.
١٠٣٩٧ لا تقض نافلة فى وقت فريضة، ابدأ بالفريضة ثم صل ما بدا لك.
قضا مكن نماز نافله را در وقت نماز فريضه، ابتدا كن بنماز فريضه بعد از آن نماز بگزار آنچه را پديد آيد در آن رأى و عزم تو، ممكن است مراد به «قضاء» معنى اصطلاحى آن باشد و مراد منع از قضاى نافله باشد كه فوت شده باشد در