شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٣ - ١٠٧٨٩ لا أمانة لمن لا دين له
«أناة» بمعنى حلم و وقار و تأنى كردن در كارها و تعجيل نكردن در آنهاست.
١٠٧٨٤ لا علم لمن لا حلم له.
نيست علمى از براى كسى كه نباشد حلمى از براى او.
١٠٧٨٥ لا هداية لمن لا علم له.
نيست هدايتى از براى كسى كه نباشد علمى از براى او، «هدايت» بمعنى راه نمودن بحق است يا رساندن بآن، و مراد اينست كه كسى را كه علمى نباشد هدايتى نشده، يا اين كه او هدايت ديگرى نمىتواند كرد.
١٠٧٨٦ لا سيادة لمن لا سخاء له.
نيست مهترى و بزرگيى از براى كسى كه نباشد سخاوتى از براى او.
١٠٧٨٧ لا حمية لمن لا أنفة له.
نيست حميتى از براى كسى كه نباشد أنفه از براى او، «حميت» و «أنفه» هر دو چنانكه از كتب لغت ظاهر مىشود بمعنى ننگ داشتن از چيزى و عار دانستن آنست و ظاهر اينست كه مراد به «حميت» در اينجا رعايت نام و ناموس و نگهدارى آنهاست و مراد اينست كه رعايت نام و ناموس و نگهدارى آنها نيست از براى كسى كه ننگ و عارى نداشته باشد از عيبها و نقصها.
١٠٧٨٨ لا عهد لمن لا وفاء له.
نيست عهدى از براى كسى كه نباشد وفائى از براى او، يعنى اعتمادى بر عهد و پيمان او نيست.
١٠٧٨٩ لا أمانة لمن لا دين له.
نيست امانتى از براى كسى كه نيست دينى از براى او، يعنى اعتمادى