شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٧ - ٩٨٣٢ مداومة الذكر قوت الارواح و مفتاح الصلاح
جايگاه كاشتن سخن دل است، و محل امانت سپردن آن فكرست، و قوت دهنده آن عقل است، و ظاهر كننده آن زبانست، و تن آن حرفهاست، و جان آن معنيست، و زيور آن اعرابست، و رشته آن صوابست، «بودن دل محل كاشتن سخن» ظاهرست، و «بودن فكر محل امانت سپردن آن» باعتبار اينست كه بايد آن را بعد از كاشتن در دل مدتى بامانت سپرد بفكر تا اين كه ملاحظه عيب و هنر آن بكند و بعد از آن بدل پس دهد تا اين كه اگر هنرى در آن باشد نگاهدارد و اگر لغو و باطل باشد از خود دور كند، و وجه باقى تشبيهات نيز تا رشته ظاهرست و محتاج ببيان نيست، و «بودن رشته آن درستى» باعتبار اينست كه چنانكه رشته مرواريد نگاه مىدارد آنرا از پراكنده شدن و تلف گشتن، درستى سخن نيز بمنزله آن رشته حفظ ميكند آنرا و نگاه مىدارد از پراكنده شدن و از هم پاشيدن و نمىگذارد كه تلف و ضايع گردد.
٩٨٣١ مقاساة الاحمق عذاب الروح.
تعب و رنج كشيدن احمق عذاب روح است[١]، مراد منع از مصاحبت با احمقانست و اين كه كشيدن رنج و تعب صحبت ايشان عذاب روح و شكنجه جان است.
٩٨٣٢ مداومة الذكر قوت الارواح و مفتاح الصلاح.
دايم داشتن ذكر قوت جانها و كليد صلاح است، مراد به «ذكر» ياد حق تعالى است خواه بدل باشد و خواه بزبان، و «قوت» قدرى از طعام را گويند كه بدن بخوردن آن بر پاى بماند و مراد اينست كه ذكر خدا از براى جانها
[١] - گويا حافظ مضمون اين بيت معروف خود را:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|