شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥ - ٩٤٤٢ من كمال الانسان و وفور فضله استشعاره بنفسه النقصان
چنانكه مكرر مذكور شد اختيار كردن كسيست بر خود و دادن چيزى باو با وجود حاجت خود بآن.
٩٤٣٧ من حسن الاختيار مقارنة الأخيار، و مفارقة الأشرار.
از نيكوئى اختيارست همراهى نمودن با نيكان و جدا شدن از بدان.
٩٤٣٨ من أفضل الاحسان الاحسان الى الأبرار.
از افزونترين احسانست احسان بسوى نيكوكاران.
٩٤٣٩ من أفضل الأعمال ما أوجب الجنة و آنجا من النار.
از افزونترين عملهاست آنچه واجب سازد بهشت را و رستگارى دهد از آتش.
٩٤٤٠ من الحمق الدالة على السلطان.
از حماقتست ناز كردن بر پادشاه چنانكه قبل از اين مذكور شد.
٩٤٤١ من الخرق ترك الفرصة عند الامكان.
از حماقتست واگذاشتن فرصت نزد مقدور بودن آن.
٩٤٤٢ من كمال الانسان و وفور فضله استشعاره بنفسه النقصان.
از كمال آدمى و بسيارى افزونى مرتبه اوست استشعار او بنفس خود نقصان را، يعنى اين كه نقصان را شعار نفس خود گرداند و بمنزله جامه ملاصق آن سازد، يا در خاطر خود مركوز گرداند يعنى اين كه نفس خود را چنين كند كه همواره خود را ناقص داند و سعى كند در تكميل خود و خود را كامل نداند كه باز دارد آنرا از ترقى و عجب و خودبينى باشد كه بغايت مذمومست، و ممكن است كه «استشعار» در اينجا بمعنى دريافت باشد و ترجمه اين باشد كه: از كمال آدمى و وفور فضل او دريافت اوست نقصان را در نفس خود يعنى اين كه متوجه احوال نفس خود باشد و دريابد