شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٣ - ١٠٢١٩ لا تمنعن المعروف و ان لم تجد عروفا
دنيوى او در آن باشد و اما اگر بر چيزى باشد كه شرعا ملامت بر آن واجب باشد از راه أمر بمعروف و نهى از منكر پس ملامت او بايد كرد هر چند سبب دشمنى او گردد مگر اين كه اثرى در او نكند، يا اين كه دشمنى او ضرر بحال اين كس داشته باشد، و ممكنست كه مراد بعتاب گله گزارى باشد و مراد آن باشد كه اگر خلاف آدابى از نادان ببينى اصلا گله گزارى مكن كه باعث دشمنى او مىگردد بخلاف عاقل كه گله گزارى با او سبب دوستى او مىشود.
١٠٢١٦ لا تستصغرن عدوا و ان ضعف.
كوچك مشمار زينهار دشمن را و اگر چه ضعيف باشد.
١٠٢١٧ لا تردن السائل و ان أسرف.
بر مگردان زينهار سائلى را و اگر چه اسراف كرده باشد يعنى و اگر چه بسبب اسراف محتاج بسؤال شده باشد، يا اين كه اگر چه بالفعل اسراف كرده باشد و از حد خود در گذشته باشد مثل اين كه جامه كه زياده باشد بر اندازه او پوشيده باشد يا سواره باشد.
١٠٢١٨ لا يسترقنك الطمع و كن عزوفا.
بنده نگرداند ترا زينهار طمع، و باش بىرغبت، «بنده گردانيدن طمع او را» كنايه است از اين كه او را مطيع و فرمانبردار خود گرداند مانند بنده.
١٠٢١٩ لا تمنعن المعروف و ان لم تجد عروفا.
منع مكن زينهار احسان را و اگر چه نيابى شناسائى را، يعنى كسى را كه قدر آن را بشناسد و شكر آن بكند، و بنا بر اين آنچه قبل از اين مكرر مذكور شد از منع احسان كردن بكسى كه نشناسد آن را و شكر آن نكند بايد كه حمل شود بر وقتى كه شناسائى يافت شود.