شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٠ - ١٠٢٩١ لا تمتنعن من فعل المعروف و الاحسان فتسلب الامكان
منافسه مكن در بخششهاى دنيا پس بدرستى كه بخششهاى آن كوچك است، «منافسه» چنانكه مكرر مذكور شد اينست كه كسى رغبت كند در چيزى از براى معارضه در كرم با ديگرى، و مراد اينست كه مواهب دنيا را دليل افزونى مرتبه خود مگردان زيرا كه آنها كوچك و حقيرست نزد حق تعالى، و نشان افزونى مرتبه كسى نمىشود.
١٠٢٨٨ لا تسرعن الى الغضب فيتسلط عليك بالعادة.
شتاب مكن زينهار بسوى خشم پس مسلط كند بر تو عادت را يعنى همين كه شتاب كردى بسوى خشم و انتقام كشيدن از آن، مسلط ميكند بر تو اين عادت ذميمه را و عادت ميكنى بآن.
١٠٢٨٩ لا تطمعن نفسك فيما فوق الكفاف فيغلبك بالزيادة.
بطمع مينداز نفس خود را در آنچه بالاتر باشد از كفاف پس غلبه فرمايد بر تو زيادتى را، مراد به «كفاف» چنانكه مكرر مذكور شد قدريست از روزى كه در ميانه روى كافى باشد، و مراد اينست كه نفس خود را بطمع مينداز اصلا در بالاتر از آن، زيرا همين كه يك قدرى از بالاتر از آن طلب كنى غلبه مىفرمايد بر تو طلب زيادتى را، پس بهر مرتبه كه برسى طلب زياده بر آن كنى و هميشه در تعب و زحمت باشى.
١٠٢٩٠ لا تفرحن بسقطة غيرك، فانك لا تدرى ما يحدث بك الزمان.
شاد مشو زينهار بافتادن غير خود، پس بدرستى كه تو نمىدانى آنچه را حادث مىسازد بتو روزگار يعنى چون نمىدانى كه ترا نخواهد انداخت و احتمال آن در باره تو نيز هست پس شادى بچيزى كه در باره تو هم احتمال رود ناخوشست.
١٠٢٩١ لا تمتنعن من فعل المعروف و الاحسان فتسلب الامكان.