شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٤ - ٩٧٥٨ ملازمة الخلوة دأب الصلحاء
٩٧٥٤ مجلس الحكمة غرس الفضلاء.
مجلس حكمت غرس فضلاست، «حكمت» چنانكه مكرر مذكور شد علم راست درست را گويند، و مراد به «مجلس حكمت» مجلسى است كه يكى از آن علوم حقه در آن مذكور شود و «غرس» بفتح غين با نقطه چنانكه در أكثر نسخههاست بمعنى درخت كاشتن است و بنا بر اين بايد كه مراد اين باشد كه جاى درخت كاشتن فضلاست و اين كه هر يك نهال فكرى كه داشته باشند در آنجا بكارند تا بزرگ شود و بارور گردد. و «عرس» بضم عين بى نقطه بمعنى طعام وليمه عروسى است، و ممكنست كه در اينجا چنين باشد و معنى اين باشد كه بمنزله مجلس وليمه عروسيست از براى فضلا، و تحقيقاتى كه در آن مذكور شود از براى ايشان بمنزله طعامهاى الوانست كه در ولائم ميباشد.
٩٧٥٥ مدارسة العلم لذة العلماء.
درس گفتن علم لذت علماست.
٩٧٥٦ مجاهدة النفس شيمة النبلاء.
جنگ كردن با نفس خوى نبيلانست يعنى مردم تند فطنت يا بلند مرتبه.
٩٧٥٧ مداومة الذكر خلصان الأولياء.
دايم داشتن ذكر يعنى ذكر خدا يا آخرت دوست خالص اولياست يعنى اوليا و دوستان حق تعالى بآن انس مىگيرند چنانكه كسى با دوست خالص خود انس گيرد، يا اين كه آن نفع مىرساند بايشان مانند نفع رسانيدن دوست خالص كسى باو.
٩٧٥٨ ملازمة الخلوة دأب الصلحاء.
ملازمت خلوت عادت و شأن صالحانست.