شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩ - ٩٤١٢ من دلائل الخذلان الاستهانة بحقوق الاخوان
بآن و غافل بوده از آن.
٩٤٠٨ من الكرم أن تتجاوز عن الاساءة اليك.
از كرم و بلندى مرتبه اينست كه درگذرى از بدى بسوى تو، يعنى از بديى كه كسى كرده باشد نسبت به تو.
٩٤٠٩ من تمام المروة أن تنسى الحق لك و تذكر الحق عليك.
از تمامى مروت و آدميت اينست كه فراموش كنى حقى را كه از براى تو باشد و ياد نگهدارى حقى را كه بر تو باشد، يعنى حق احسانى را كه تو بر كسى داشته باشى اصلا اظهار آن نكنى كه گويا فراموش كرده آنرا، و ياد نگهدارى حق احسانى را كه ديگرى بر تو داشته باشد باين كه شكر آن كنى و در پى تلافى آن باشى.
٩٤١٠ من دلائل الدولة قلة الغفلة.
از دلايل دولت كمى غفلت است يعنى كمى غفلت كسى دليل دولت اوست، يعنى بقاى دولت او اگر از اهل دولت باشد، و رو آوردن دولت باو اگر از اهل آن نباشد.
٩٤١١ من كمال الحزم الاستعداد للنقلة و التأهب للرحلة.
از كمال دور انديشى است آماده شدن از براى نقل كردن، و تهيه گرفتن از براى كوچ كردن، يعنى از براى هر سفرى و كوچى خصوصا سفر پر خطر آخرت.
٩٤١٢ من دلائل الخذلان الاستهانة بحقوق الاخوان.
از دلايل خذلانست خوار كردن حقهاى برادران، چند فقره قبل از اين مذكور شد كه «خذلان كسى» ترك يارى اوست، و مراد اينست كه از دلايل