شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٦ - ١١٠٤١ يظهر شيمة المحسنين، و يبطن عمل المسيئين
يا اين كه خدا را جايگاه اميد نمىدانى يعنى آيا از براى اينست كه مىترسى كه اگر اميد داشته باشى اميد تو دروغ بر آيد و بعمل نيايد باعتبار اين كه خود را سزاوار اين نمىدانى كه حق تعالى اميد ترا برآورد، يا اين كه حق تعالى را اهل اين نمىدانى كه اميد كسى را برآورد و مراد اينست كه پس از براى اين سلوك تو ظاهر نيست بغير از يكى از اين دو وجه، و ظاهرست كه دويم كفر محض است و اول خطاى محض، زيرا كه حق تعالى غنى و جواد مطلق است هر گاه كسى اميد باو داشته باشد و لوازم آن را بجاى آورد چرا اميد او را بر نياورد و ديگران با همه بخيلى و احتياج بر آورند، و ممكن است كه «أو تكون» تأكيد سابق باشد و تعبير از آن بعبارت ديگر و حاصل هر دو اين باشد كه: آيا مىترسى كه اميد بخدا از اميدهاى دروغ باشد و خدا جايگاه اميد نباشد باعتبار يكى از آن دو وجه كه مذكور شد يا هر وجهى كه توهم كرده شود بلكه ممكن است كه «او» بفتح واو خوانده شود و ترجمه اين باشد كه: آيا و مىباشى چنين كه نمىبينى او را جايگاه اميد و غرض همان تأكيد سابق باشد. و ممكن است بنا بر سكون واو كه مراد باول اين باشد كه: آيا مىترسى كه اميد تو دروغ برآيد يعنى اين كه خدا اميد ترا بر نياورد بهر وجهى كه توهم شود از براى آن و مراد بدويم اين باشد كه نعوذ بالله خدا را اهل اين نداند كه او اميد از او داشته باشد هر چند اميد او را بر آورد، باعتبار برترى مرتبه او از اين كه اميد از خدا داشته باشد و شناعت و كفر اين نيز ظاهرست و الله تعالى يعلم.
پوشيده نماند كه عبارت نهج البلاغه در نسخهها كه بنظر رسيد بر نهجيست كه نقل شد اما ابن ابى الحديد عبارت «كل من رجا» را چنين نقل كرده:
«كل من رجا عرف رجاؤه فى عمله و كل رجاء الا رجاء الله فانه معلول، (تا آخر)» بزيادتى «و كل رجاء» و محقق بحرانى در شرح خود اين را ببعضى روايات نسبت داده و بنا بر اين ترجمه اينست كه: و هر كه اميد داشته باشد شناخته