شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٧ - ١٠٤٤٦ لا جهل كالتبذير
١٠٤٣٩ لا حياء لكذاب.
نيست شرمى از براى هيچ بسيار دروغگوئى.
١٠٤٤٠ لا دين لمرتاب، و لا مروة لمغتاب.
نيست دينى از براى هيچ مرتابى، و نه مروت و آدميتى از براى هيچ غيبت كننده، «مرتاب» كسى را گويند كه شك داشته باشد در چيزى، و مراد اينست كه در دين يقين بايد و كسى كه شك داشته باشد در دين خود، او را دين نباشد، و مراد به «غيبت كننده» ظاهر اينست كه غيبت كننده بحرام است پس غيبتهاى جايز چنانكه در كتب فقهيه تفصيل داده شده نفى مروت و آدميت نمىكند.
١٠٤٤١ لا أمانة لمكور.
نيست امانتى از براى هيچ بسيار مكر كننده.
١٠٤٤٢ لا ايمان لغدور.
نيست ايمانى از براى هيچ بسيار بيوفائى.
١٠٤٤٣ لا خلة لملول.
نيست دوستيى از براى هيچ ملولى، چنانكه گذشت.
١٠٤٤٤ لا اصابة لعجول.
نيست درست كردنى از براى هيچ بسيار تعجيل كننده.
١٠٤٤٥ لا عقل كالتدبير.
نيست عقلى مانند تدبير، يعنى تدبير امور دنيوى و اخروى خود و اصلاح آنها.
١٠٤٤٦ لا جهل كالتبذير.