شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٣ - ١٠٢٦٤ لا تستكثرن الكثير من نوالك، فانك أكثر منه
١٠٢٥٩ لا ترم سهما يعجزك رده.
مينداز تيرى را كه عاجز سازد ترا رد آن، يعنى مكن كارى را كه اگر زيانى داشته باشد نتوانى رد كرد زيان آن را از خود، مانند تير كه وقتى كه انداختى ديگر نتوانى آنرا برگردانيد، يا اين كه مينداز تيرى را كه اگر آن را رد كنند بر تو و در برابر آن تيرى اندازند بتو عاجز سازد ترا و نتوانى مقاومت كرد با آن.
١٠٢٦٠ لا تعتمد على مودة من لا يوفى بعهده.
اعتماد مكن بر دوستى كسى كه وفا نمىكند بعهد و پيمان خود.
١٠٢٦١ لا تحلن عقدا يعجزك ايثاقه.
وا مكن زينهار گرهى را كه عاجز سازد ترا محكم بستن آن، يعنى وا مكن گرهى را كه اگر پشيمان شوى از واكردن آن نتوانى ديگر محكم بست آنرا.
١٠٢٦٢ لا توحشن امرء يسوءك فراقه.
رم مده زينهار مردى را كه ناخوش آيد ترا جدائى او، يعنى هر گاه مصاحبت كسى را خواهى و ناخوش دارى جدائى او را پس سلوك نيكو كن با او بنرمى و مهربانى، تا رم نكند از تو و جدا نگردد.
١٠٢٦٣ لا تستحى من اعطاء القليل، فان الحرمان أقل منه.
شرم مكن از عطا كردن كم پس بدرستى كه محرومى كمترست از آن، يعنى هر گاه زياد عطا نتوانى كرد كم عطا كن و شرم مكن از آن و محروم مگردان او را بسبب آن، زيرا كه محروم گردانيدن كمترست از آن كم دادن و بدترست از آن، پس چرا شرم كنى از آن و شرم نكنى از اين.
١٠٢٦٤ لا تستكثرن الكثير من نوالك، فانك أكثر منه.