شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٩ - ١١٠٤٣ يعطف الهوى على الهدى اذا عطفو الهدى على الهوى، و يعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى
مىدارند بجزاى خوبيها كه هر يك بدروغ نسبت بيكديگر مىدهند و هر يك باور ميكنند آنها را، «مىپيوندند بسوى طمع بنوميدى» يعنى بمردم اظهار نوميدى از دنيا ميكنند و اين را وسيله طمع از ايشان ميكنند باعتبار اين كه هر كه باور كند آنرا از ايشان مريد و معتقد ايشان مىشود و عطا و احسان ميكند، و «مىگويند پس مشتبه مىسازند» يعنى سخنان خوب مىگويند كه مردم را در شبهه مىاندازند و گمان خوبى ايشان ميكنند، يا اين كه در امور حقه شبههها بمردم القا ميكنند تا اين كه ايشان را از آنها برگردانند، و «نفاق ميكنند در گفتار» يعنى در ظاهر سخنى چند خوب مىگويند اما در باطن اعتقاد به آنها ندارند و عمل به آنها نمىكنند، و «مىگويند پس بوهم مىاندازند» يعنى مردم را بگمان مىاندازند كه ايشان مردم خوبند و آنچه مىگويند اعتقاد دارند و عمل ميكنند بآن. و در نهج البلاغه «فيموهون» بجاى «فيوهمون» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: مىگويند پس روپوشى ميكنند يعنى سخنانى چند مىگويند كه ظاهر آنها بسيار خوبست و معانى فاسده به آنها قصد ميكنند مانند مس يا آهنى كه بطلا يا نقره روپوشى كرده باشند و اين ظاهرترست.
و فرموده است آن حضرت ٧ در وصف كسى كه ثنا فرموده او را:
١١٠٤٣ يعطف الهوى على الهدى اذا عطفو الهدى على الهوى، و يعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى.
برميگرداند هوى را بر هدى هر گاه برگردانند مردم هدى را بر هوى، و برميگرداند رأى را بر قرآن هر گاه برگردانند مردم قرآن را بر رأى، يعنى هوى و خواهش خود را تابع هدى يعنى راه راست ميكند و هر چه در واقع راه راست باشد خواهش آن ميكند در وقتى كه مردم راه راست را تابع خواهش خود ميكنند و هر چه را خواهش آن دارند آنرا راه راست مىدانند، و همچنين رأى را تابع قرآن مجيد ميكند