شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١١٤ - ٩٧٠٨ ما أخلق من غدر أن لا يوفى له
جهد كرده و بر نگشته از هيچ مرتبه از بذل طاقت يا تحمل مشقت، يا از «آل» بمعنى «نقص» باشد و معنى اين باشد كه: ناقص نيست بحسب جهد در نصيحت بلكه بكمال آن رسيده، يا اين كه تضمين معنى «منع» نيز در آن بشود و معنى اين باشد كه: ناقص نيست و منع نكرده جهدى را در نصيحت، و الله تعالى يعلم.
٩٧٠٥ ما قدمته من خير فعند من لا يبخس الثواب، و ما ارتكبته من شر فعند من لا يعجزه العقاب.
آنچه پيش فرستاده از خيرى پس نزد كسيست كه كم نمىكند ثواب را، و آنچه ارتكاب كرده آنرا از شرى پس نزد كسيست كه عاجز نمىگرداند او را عقاب، يعنى عاجز نمىشود از عقاب كردن، يا عاجز نمىيابد او را عقاب، و قادر و توانا مىيابد بر خود، يا فوت نمىشود او را عقاب يعنى چنين نيست عقاب كه فوت شود از او، و او را قدرتى نباشد بر آن، و حاصل هر سه يكيست.
٩٧٠٦ ما لمت أحدا على إذاعة سرى اذ كنت به أضيق منه.
ملامت نكردهام كسى را بر فاش كردن سر من چون بودم من تنگتر از آن.
مراد اينست كه كسى كه سر كسى را فاش كند او ملامت او نمىتواند كرد، زيرا كه او خود از او تنگ حوصلهتر باشد كه سر خود از نگاه نداشته و باو اظهار كرده پس هر گاه او تنگ حوصله باشد از نگاهداشتن سر ديگرى اين سهلست نسبت باو، و او را نرسد كه ملامت و سرزنش او كند.
٩٧٠٧ ما رفع امرأ كهمته، و لا وضعه كشهوته.
بلند نكرده مردى را چيزى مثل همت و عزم او، و پست نكرده او را چيزى مثل شهوت و خواهش او.
٩٧٠٨ ما أخلق من غدر أن لا يوفى له.