شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٩ - ١٠٩٦١ يستدل على عقل الرجل بحسن مقاله، و على طهارة أصله بجميل أفعاله
١٠٩٥٨ يستدل على الإدبار بأربع، سوء[١] التدبير، و قبح[٢] التبذير، و قلة[٣] الاعتبار، و كثرة الاعتذار[٤].
دليل گفته مىشود بر ادبار بچهار چيز، بدى تدبير، و زشتى اسراف، و كمى عبرت گرفتن، و بسيارى مغرور شدن، يعنى هر يك از اينها در كسى كه باشد دليل ادبار او و پشت گردانيدن دولت است از او، يا اين كه جمع شدن هر چهار در كسى دليل آنست و مراد به «زشتى اسراف» اسرافهاى زيادست كه پر زشت است يا هر اسرافى كه زشت است و بنا بر اين بايد كه هر يك دليل نباشد بلكه هر چهار دليل باشد.
١٠٩٥٩ يستدل على دين الرجل بحسن تقواه و صدق ورعه.
دليل گفته مىشود بر دين مرد بنيكوئى تقواى او، و راستى ورع او، مراد بتقوى و ورع هر دو پرهيزگاريست، و «راستى ورع» تأكيد نيكوئى تقوى است.
١٠٩٦٠ يستدل على شر الرجل بكثرة شرهه و شدة طمعه.
دليل گفته مىشود بر بدى مرد ببسيارى غلبه حرص او و سختى طمع او.
١٠٩٦١ يستدل على عقل الرجل بحسن مقاله، و على طهارة أصله بجميل أفعاله.
دليل گفته مىشود بر عقل و زيركى مرد بنيكوئى گفتار او، و بر پاكى اصل و نژاد او بزيبائى كردارهاى او.
[١] - شارح( ره) اين كلمه را هم برفع و هم بجر ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است و اين سيره اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرر گذشته است.
[٢] - شارح( ره) اين كلمه را هم برفع و هم بجر ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است و اين سيره اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرر گذشته است.
[٣] - شارح( ره) اين كلمه را هم برفع و هم بجر ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است و اين سيره اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرر گذشته است.
[٤] - شارح( ره) اين كلمه را هم برفع و هم بجر ضبط كرده است تا اشاره باشد كه قرائت آن بهر يك از دو وجه مذكور است و اين سيره اوست در جاهائى كه جائز الوجهين است چنانكه نظائرش مكرر گذشته است.