شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥ - ٩٣٣٧ من شرائط المروة التنزه عن الحرام
٩٣٣٣ من حق الملك أن يسوس نفسه قبل جنده.
از حق پادشاه يعنى از آنچه ثابت و لازم است بر او اينست كه سياست كند نفس خود را پيش از لشكر خود، مراد به «سياست كسى» چنانكه مكرر مذكور شد تربيت اوست و واداشتن برخوبيها و منع از بديها.
٩٣٣٤ من حق العاقل أن يقهر هواه قبل ضده.
از حق عاقل اينست كه غلبه كند بر هوا و هوس خود پيش از دشمن خود، يعنى غلبه بر آنها را مقدم دارد بر غلبه بر ساير دشمنان و اول سعى كند از براى غلبه بر آنها، بعد از آن سعى كند در غلبه بر ايشان.
٩٣٣٥ من حق الراعى أن يختار لرعيته ما يختاره لنفسه.
از حق چوپان اينست كه اختيار كند از براى رعيت خود آنچه اختيار ميكند از براى نفس خود، مراد به «چوپان» امير و حاكم و سركرده هرقوميست كه بمنزله چوپانيست از براى محافظت ايشان.
٩٣٣٦ من حق اللبيب أن يعد سوء عمله و قبح سيرته من شقاوة جده و نحسه.
از حق عاقل اينست كه بشمارد بدى عمل خود را و زشتى طريقه خود را از بدى بخت خود و نحوست آن، يعنى آنرا سبب بدبختى و نحوست طالع خود شمارد و سعى كند در رفع آن.
٩٣٣٧ من شرائط المروة التنزه عن الحرام.
از شرايط آدميت پاكيزگى جستن از حرام است، «شرط چيزى» آنست كه آن چيز موقوف باشد بر آن و بى آن حاصل نشود.