شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٣ - ١٠٣٣٥ لا تبيعوا الآخرة بالدنيا، و لا تستبدلوا الفناء بالبقاء
و از تاريكى جهل عداوت و دشمنى بر نمىآيد پس همان در صدد تلافى و انتقام باشد و از او ايمن نتوان شد، و «خاطف» بمعنى رباينده است و برق را «خاطف» گويند باعتبار اين كه غلبه كند بر نور چشم و گويا بربايد آنرا.
١٠٣٣٣ لا يكن المضمون لك طلبة أولى بك من المفروض عليك عمله.
نبوده باشد ضامن گشته شده از براى تو طلب آن اولى بتو از فرض كرده شده بر تو عمل آن، مراد اينست كه حق تعالى ضامن شده از براى آدمى روزى را و فارغ كرده او را از طلب آن چنانكه مكرر مذكور شد و فرض و واجب كرده بر او طاعات و عبادات را پس بايد كه آن اولى نگردد باو از اين يعنى چنين نشود كه مشغول شود بطلب آنچه خدا ضامن شده آنرا از براى او، و واگذارد آنچه را فرض و واجب كرده بر او.
١٠٣٣٤ لا تمهر الدنيا دينك، فان من مهر الدنيا دينه زفت اليه بالشقاء و العناء و المحنة و البلاء.
مكن كابين دنيا دين خود را پس بدرستى كه كسى كه كابين دنيا كند دين خود را زفاف كرده شود بسوى او دنيا همراه با بدبختى و تعب و محنت و بلا، تشبيه شده دنيا بعروس چنانكه شايعست، و كسى كه بذل كند دين خود را از براى آن بكسى كه خواستگارى نمايد آنرا و كابين آن كند دين خود را، و «زفاف» بكسر زاء با نقطه بردن عروس است از براى داماد، و «بودن چنين عروسى همراه بدبختى و تعب و محنت و بلا بحسب آخرت و دنيا» ظاهرست و محتاج ببيان نيست.
١٠٣٣٥ لا تبيعوا الآخرة بالدنيا، و لا تستبدلوا الفناء بالبقاء.
مفروشيد آخرت را بدنيا، و فرا مگيريد فنا را عوض بقاء.