شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤ - ٩٤٧٩ ما أقل راحة الحسود
٩٤٧٣ ما جمل الفضائل كاللب.
با نگرداند فضائل و افزونيهاى مرتبه را چيزى مثل عقل، يعنى زيبايى كه عقل و زيركى دهد آنها را زياده است از هر چيز زيبا گرداند آنها را.
٩٤٧٤ ما أصلح الدين كالتقوى.
بصلاح نياورد دين را چيزى مانند پرهيزگارى.
٩٤٧٥ ما ضاد العقل كالهوى.
دشمنى نكند عقل را چيزى مانند هوى و هوس.
٩٤٧٦ ما أفسد الدين كالدنيا.
فاسد و تباه نكند دين را چيزى مانند دنيا يعنى خواهش آن و اشتغال بآن.
٩٤٧٧ ما زنى غيور قط.
زنا كند صاحب غيرتى هرگز يعنى هر كه را غيرتى باشد آنرا ننگ خود داند و ارتكاب آن نكند، و ممكن است كه اين باعتبار اين باشد كه وارد شده كه: هر كه زنا كند نمىشود كه زنا واقع نشود بزوجه او يا يكى از اولاد او، يا باعتبار اين كه عقل صحيح حكم ميكند باين كه كسى كه چاهى نكنده باشد از براى ديگرى، خود بچاهى نمىافتد، پس صاحب غيرت ارتكاب آن نمىكند كه مبادا نسبت باهل او نيز چنين امرى واقع شود.
٩٤٧٨ ما أفحش كريم قط.
فحش نگويد كريمى هرگز يعنى كسى كه گرامى و بلند مرتبه باشد.
٩٤٧٩ ما أقل راحة الحسود.
چه كم كرده است راحت حسود را، مراد تعجبست از كمى راحت و آسايش او و از براى تأكيد و مبالغه در آن تعبير مىشود باستفهام از اين كه آيا چه چيز باشد