شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٥ - ١٠٩٤٨ ينبغي للعاقل أن يحترس من سكر المال و سكر القدرة و سكر العلم و سكر المدح و سكر الشباب فان لكل ذلك رياحا خبيثة تسلب العقل و تستخف الوقار
١٠٩٤٥ ينبغي أن يتداوى المرء من أدواء الدنيا كما يتداوى ذو العلة و يحتمى من شهواتها و لذاتها كما يحتمى المريض.
سزاوارست اين كه مداوا كند مرد از دردهاى دنيا چنانكه مداوا ميكند صاحب علت، و پرهيز كند از شهوتهاى آن و لذتهاى آن چنانكه پرهيز ميكند بيمار، مراد به «دردهاى دنيا» دردهاى دوستى آن و خواهش آنست.
١٠٩٤٦ ينبغي أن يكون علم الرجل زائدا على نطقه، و عقله غالبا على لسانه.
سزاوارست اين كه بوده باشد دانش مرد زياده بر گويائى او، و زيركى او غالب بر زبان او.
١٠٩٤٧ ينبغي أن يكون الرجل مهيمنا على نفسه، مراقبا قلبه، حافظا لسانه.
سزاوارست اين كه بوده باشد مرد گواه بر نفس خود، نگهبان دل خود را، حفظ كننده زبان خود را، و اين فقره مباركه در بعضى نسخهها نيست[١].
١٠٩٤٨ ينبغي للعاقل أن يحترس من سكر المال و سكر القدرة و سكر العلم و سكر المدح و سكر الشباب فان لكل ذلك رياحا خبيثة تسلب العقل و تستخف الوقار.
سزاوارست از براى عاقل اين كه نگهدارى كند خود را از مستى مال، و مستى توانائى، و مستى علم، و مستى مدح، و مستى جوانى، پس بدرستى كه از براى همه اينها بادهاى پليد باشد كه زايل كنند عقل را، و سبك گردانند وقار را، مراد به «مستى
[١] - هر سه نسخه چاپى( چاپ هند و چاپ صيدا و چاپ نجف كه در سال جارى بطبع رسيده) از آن نسخ است كه فاقد اين فقره شريفه است.