شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤١ - ٩٨٤٤ مسكين ابن آدم مكتوم الأجل، مكنون العلل، محفوظ العمل، تولمه البقة، و تنتنه العرقة، و تقتله الشرقة
٩٨٤٢ متى أشفى غيظى اذا غضبت، أحين أعجز، فيقال لى: لو صبرت، أم حين أقدر، فيقال لى: لو عفوت.
چه وقتى شفا بخشم خشم خود را هر گاه خشمناك كردم، آيا در وقتى كه عاجز باشم پس گفته مىشود مرا كه: كاش صبر كرده بودى، يا در وقتى كه قادر باشم پس گفته مىشود كه: كاش عفو كرده بودى، مراد ترغيب در فرو خوردن خشم است باين كه كسى كه خشمناك گردد و خواهد كه بانتقام خشم خود را فرو نشاند هيچ وقتى نيست از براى آن كه نيكو باشد آن در آن، زيرا كه اگر عاجز باشد از آن و نتواند كه تلافى كند و در صدد آن در آيد و ظاهر شود عجز او، مردم مىگويند:
كاش صبر كرده بودى و چنين خفيف نمىشدى، و اگر قادر باشد بر آن و انتقام بكشد، مردم مىگويند كه: كاش عفو كرده بودى و اجر و ثواب آن را در مىيافتى، پس از براى هر كس فرو خوردن خشم و در صدد انتقام در نيامدن بهترست.
٩٨٤٣ مدمن الشهوات صريع الآفات مقارن السيئات موقن بالثبات.
دايم دارنده خواهشها انداخته شده آفتهاست، همراه گناهانست، يقين دارنده بمظلمههاست، يعنى آفتها او را بر زمين مىاندازند مانند كسى كه در كشتى او را بيندازند، و هميشه همراه است با گناهان و از آنها جدا نشود، و يقين دارنده است بمظلمهها كه بر گردن او افتد بسبب پيروى آن خواهشها.
٩٨٤٤ مسكين ابن آدم مكتوم الأجل، مكنون العلل، محفوظ العمل، تولمه البقة، و تنتنه العرقة، و تقتله الشرقة.
مسكين بى نوا پسر آدم پنهان كرده شده اجل، نهان گردانيده شده علل، حفظ كرده شده عمل است، الم مىرساند باو پشه، و مىگنداند او را يك عرقى، و مىكشد او را يك گلو گيرنده، مراد بيان بيچارگى و عجز و ناتوانى آدميست باين كه