شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥١٧ - حديث سوم
يعنى مستضعفان، و مراد اينست كه: خداى عز و جل- مؤمنان را ببهشت فرستد باعتبار استحقاق ايشان آنرا، و البته ناصبيان را بجهنم فرستد، بسبب آنكه مستوجب آن باشند، اما مستضعفان عاقبت حال ايشان معلوم نيست بلكه منوط بمشيت و اراده خداست، گاه باشد كه رحمت كند بر ايشان، و گاه باشد كه عذاب كند، و گاه باشد كه بعضى از ايشان را رحمت كند و بعضى را عذاب، و يقين هر چه واقع شود باعتبار مصلحتى خواهد بود، و ممكن است كه مراد اين باشد كه: مر خدا راست مشيت در همه ايشان يعنى در باره مؤمنان و نواصب و مستضعفان همه قدرت و اختيار دارد و آنچه كند از روى مشيت و اختيارست و در چيزى از آنها مجبور و مضطر نيست باين معنى كه هر يك از آنها را كه خواهد ببهشت فرستد تواند، و اگر خواهد بجهنم فرستد تواند، و اين معنى منافات ندارد با آنچه در حل اول مذكور شد كه البته مؤمنان را ببهشت فرستد و نواصب را بجهنم، زيرا كه وجوب و لزوم آنها باعتبار استحقاق هر گروهيست جزاى خود را و اين كه حكيم دانا و قادر توانا البته بايد كه بر وفق آن عمل نمايد و اين منافات ندارد با اين كه حق تعالى بذاته قطع نظر از حكمت و مصلحت اختيار و قدرت بر خلاف آنچه كند داشته باشد.
حديث سوم
اينست كه:
روايت كرده صالح بن سهل[١] كه گفت: گفتم بحضرت صادق صلوات الله عليه:
جعلت فداك من أى شيء خلق الله عز و جل طينة المؤمن؟- فقال: من طينة الأنبياء فلن تنجس أبدا.
(يعنى):
بگردم فداى تو از چه چيز خلق كرده است خداى عز و جل طينت مؤمن را؟- پس فرمود كه: از طينت پيغمبران، پس نجس نمىشود هرگز.
[١] - حديث سوم باب طينة المؤمن و الكافر از ابواب كتاب ايمان و كفر كافى است و تمام سند اينست( ج ٢ مرآة العقول چاپ اول، ص ٣): على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن محبوب عن صالح بن سهل قال: قلت لأبى عبد الله:( جعلت فداك، تا آخر).