شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥٨ - ١٠١٤٩ و الذى فلق الحبة و برأ النسمة لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما أخذ الله سبحانه على العلماء أن لا يقاروا على كظة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أولها، و لألفيتم دنياكم هذه عندى أزهد من عفطة عنز
مانند شترى كه ريسمان افسار آن را بر دوش آن اندازند و سر دهند كه هر جا كه خواهد برود، و «آب مىدادم آخر آن را بجام اول آن» يعنى چنانكه در اول مباشر آن نشدم و او را از جام نوميدى از خود آب دادم در آخر نيز چنين مىكردم و آنرا از همان جام جرعه مىدادم، و «هر آينه مىيافتيد دنياى شما را اين» يعنى اين دنيا را كه مىبينيد و مىدانيد و «كمتر» يعنى خوارتر و پست مرتبهتر از [عفطه بزى] و «عفطه» بمعنى ضرطه بزست و در نهايه ابن اثير بر اين حمل شده و بمعنى عطسه نيز آمده و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه بر اين معنى حمل كرده نهايت گفته كه: و اكثر استعمال اينست در عطسه گوسفند نه بز، و در عطسه بز شايعتر «نفطه» است نه «عفطه»، و بعد از آن گفته كه: حمل بر ضرطه بز مىتوان كرد و ترجيح دارد باعتبار اختصاص آن بنا بر اين معنى ببز، نهايت حمل بر معنى اول أليق است بكلام أمير المؤمنين و جلالت و بزرگى او، و اگر صحيح باشد كه عفطه بمعنى عطسه مخصوص عطسه گوسفندست قصورى ندارد كه مجازا در عطسه نيز استعمال شده باشد.