شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٨ - ١٠٤١٧ لا تملك نفسك بغرور الطمع، و لا تجب دواعى الشره، فانهما يكسبانك الشقاء و الذل
نيز يا باعتبار تلف شدن عقل است و با باعتبار تلف شدن جانست بمباشرت زياد.
١٠٤١٥ لا تحملوا النساء أثقالكم و استغنوا عنهن ما استطعتم، فانهن يكثرن الامتنان، و يكفرن الاحسان.
بار مكنيد بر زنان گرانيهاى خود را، و بى نياز گرديد از ايشان بقدر توانائى خود، پس بدرستى كه ايشان بسيار ميكنند منت گذاشتن را، و كفران ميكنند احسان را، مراد اينست كه خدمات و كارهاى خود را بار ايشان مكنيد و تا توانيد خود را محتاج ايشان مسازيد، زيرا كه ايشان كارى كه بكنند منتى بسيار مىگذارند بر آن و منت- كشيدن از كسى ناخوش است، و «كفران ميكنند احسان را» ممكن است كه مذمتى ديگر باشد از ايشان كه بتقريب مذمت سابق مذكور شده باشد هر چند آنرا دخلى در وجه منع مذكور نباشد، و ممكن است نيز كه تتمه وجه مذكور باشد باعتبار اين كه هر گاه كفران احسان كنند هر چند كسى بتلافى آن كارها احسان كند بايشان، شكر آن نمىكنند و باز همان منت بسيار مىگذارند.
١٠٤١٦ لا تكن فيما تورد كحاطب ليل و غثاء سيل.
مباش در آنچه وارد مىسازى مانند فراهم آورنده هيمه در شب و آنچه سيل برميدارد يعنى چنان باش كه آنچه بگوئى نيكو باشد و تر و خشك در هم مگو مانند كسى كه در شب هيمه فراهم مىآورد كه نمىبيند و آنچه بدستش آيد در ريسمان مىبندد، و همچنين آنچه سيل برميدارد كه بهر چه برخورد بر مىدارد خواه خوب باشد و خواه بد.
١٠٤١٧ لا تملك نفسك بغرور الطمع، و لا تجب دواعى الشره، فانهما يكسبانك الشقاء و الذل.