شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٦ - ١٠٤١٢ لا تكثرن العتاب، فانه يورث الضغينة، و يدعو الى البغضاء، و استعتب لمن رجوت اعتابه
١٠٤١٠ لا تمازحن صديقا فيعاديك، و لا عدوا فيرديك.
مزاح مكن زينهار با دوستى پس دشمن گردد ترا، و نه با دشمنى پس هلاك كند ترا، يعنى اگر مزاح كنى با دوست گاه هست كه دشمن مىشود ترا، باعتبار تندى كه در آن باشد يا اين كه بسيار شود كه باعث خفت و سبكى او گردد، و اگر مزاح كنى با دشمن، گاه هست كه هلاك مىگرداند ترا، باعتبار اين كه هيبت تو كم مىشود و سبك مىگردى در نظر او و دلير مىشود بر آنچه خواهد كه بكند نسبت بتو، و ممكن است كه ترجمه «فيرديك» اين باشد: «پس بيندازد ترا» يعنى در هلاكت يا زيان و خسران، و حاصل همه يكيست.
١٠٤١١ لا تكثرن الضحك فتذهب هيبتك، و لا المزاح فيستخف بك.
بسيار مكن زينهار خنده را پس برود هيبت تو، و نه مزاح را پس سبك شمرده شوى، يعنى اگر بسيار كنى خنده را هيبت تو در نظرها برود، و اگر بسيار كنى مزاح را سبك شمرده شوى.
١٠٤١٢ لا تكثرن العتاب، فانه يورث الضغينة، و يدعو الى البغضاء، و استعتب لمن رجوت اعتابه.
بسيار مكن زينهار ملامت را، پس بدرستى كه آن از پى مىآورد كينه را، و مىخواند بسوى دشمنى، و بده خشنودى هر كسى را كه اميد داشته باشى خشنود گردانيدن او را يعنى هر گاه تو اميد داشته باشى از كسى كه او خشنود گرداند ترا پس تو نيز خشنود گردان او را پس هر گاه از حق تعالى آن اميد دارى پس كارى بكن كه سبب رضا و خشنودى او شود از تو، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: طلب كن