شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٥ - ١٠٠٤٧ هو الذى لا تزيغ به الأهواء، و لا تلتبس به الشبه و الآراء
حكما و متكلمين استدلال كردهاند از وجود هر ممكن موجودى بر وجود مبدأى واجب الوجود از براى آن[١].
و فرموده است آن حضرت ٧ در وصف دنيا:
١٠٠٤٦ هى الصدود العنود، و الحيود الميود، و الخدوع الكنود.
آنست صدود عنود، و حيود ميود، و خدوع كنود، «صدود» بمعنى بسيار منع كننده و برگرداننده است، و ظاهرست كه دنيا بسيار منع كننده است از آخرت و برگرداننده است مردم را از آن، و «عنود» يعنى بسيار دشمنست و بسيارى دشمنى آن هم با مردم بآن منع از آخرت و برگردانيدن از آن ظاهر مىشود، و «حيود» بمعنى بسيار ميل كننده است و بسيارى ميل دنيا از حق بباطل ظاهرست، و «ميود» نيز بهمان معنى است و بمعنى بسيار متكبر نيز آمده و آن هم مناسب است، و «خدوع» بمعنى بسيار فريب دهنده است و «بسيار فريب دهنده بودن آن» محتاج ببيان نيست، و «كنود» زمينى را گويند كه چيزى در آن نرويد، و دنيا كنودست باعتبار اين كه چيزى در آن نرويد و بمعنى بسيار كفران كننده نعمت نيز آمده، و ممكن است وصف دنيا بآن باعتبار اهل آن باشد و بمعنى بسيار قطع كننده نيز آمده و اين هم مناسب است باعتبار بسيارى قطع آن عمرها و دولتها را، يا قطع آن مردم را از آخرت و بريدن از آن.
و فرموده در وصف قرآن مجيد:
١٠٠٤٧ هو الذى لا تزيغ به الأهواء، و لا تلتبس به الشبه و الآراء.
آنست آنكه ميل نمىفرمايد آنرا خواهشها، و مشتبه نمىگرداند آنرا شبههها
[١] - در اين باب اين بيت معروف شاهكار است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|