شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢٤ - ١٠٠٧٦ وقار الشيب نور و زينة
١٠٠٧١ وفور الاموال بانتقاص الأعراض لؤم.
بسيارى أموال بكم شدن عرضها لؤم است، يعنى دنائت و پستى مرتبه است.
١٠٠٧٢ ولد عقوق محنة و شؤم.
فرزند عقوق محنت است و شوم است، مراد به «عقوق» فرزنديست كه بد سلوكى كند با پدر يا مادر و صله ايشان را بجا نياورد.
١٠٠٧٣ وقار الحلم زينة العلم.
وقار حلم زينت علمست يعنى هر گاه با علم جمع شود زينت آن باشد.
١٠٠٧٤ وفاء بالذمم زينة الكرم.
وفا كردنى بعهدها و پيمانها زينت كرم است يعنى هر گاه با كرم جمع شود زينت آن باشد و مراد به «كرم» چنانكه مكرر مذكور شد شرف و بلندى مرتبه است يا جود و سخاوت، و پوشيده نيست كه «وفاء» اگر چه نكرده است نهايت چون تخصيص يافته به «الذمم» قصورى ندارد مبتدا شدن آن، با آنكه مراد بآن عموم نيز مىتواند بود يعنى هر وفا كردنى بعهدها و پيمانها و بنا بر اين در حكم معرفه است مانند «تمرة خير من جرادة» يعنى خرمائى بهتر از ملخيست يعنى هر خرمائى، و در بعضى نسخهها «وفاء الذمم» واقع شده[١] و بنا بر اين محتاج بعذرى نيست.
١٠٠٧٥ وقاحة الرجل تشينه.
بىحيائى مرد عيبناك مىگرداند او را.
١٠٠٧٦ وقار الشيب نور و زينة.
وقار پيرى نوريست و زينتيست.
و در بعضى نسخهها چنين است:
[١] - چاپ صيدا مطابق اين نسخهها است ليكن چاپ هند مطابق متن و شرح بالا.