شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٠ - ١٠٠٣٥ هل ينتظر أهل غضاضة الصحة الا نوازل السقم
هلاك شده هر كه آرام گرفته بسوى دنيا و كابين آن كرده دين خود را، پس او هر جا كه ميل كند دنيا، ميل كند بسوى آن، بتحقيق كه فرا گرفته آن را اندوه خود و معبود خود، مراد ذم جمعيست كه محبت زياد دارند بدنيا و قرار و آرام دل ايشان به آنست و از سر دين خود گذشتهاند از براى آن، چنانكه گويا آنرا بعقد نكاح خود در آوردهاند و كابين آن كردهاند دين خود را، و بهر طرفى كه آن ميل كند ميل كنند بسوى آن و همه هم و اندوه ايشان از براى آنست و باكى از فوت چيز ديگر ندارند و در حقيقت آن را معبود خود فرا گرفتهاند و پرستش آن ميكنند.
١٠٠٣٤ هل ينتظر أهل غضاضة الشباب الا حوانى الهرم.
آيا انتظار مىكشند اهل طراوت و تازگى جوانى مگر خم كنندههاى پيرى را، استفهام انكاريست يعنى انتظار نمىكشند مگر آنها را، و مراد اينست كه عاقبت طراوت و تازگى جوانى نيست مگر كهنگى پيرى كه خم ميكند پشت اين كس را، پس تا آن هست و كارى از اين كس مىآيد كه سبب رستگارى او گردد بايد كه بآن پرداخت و آن را پس نينداخت، زيرا كه در پيرى و خم شدن پشت ديگر چندان كارى از اين كس نيايد، و در نهج البلاغه «بضاضه» بجاى «غضاضه» است و آن بمعنى امتلاء بدن و قوت آنست.
١٠٠٣٥ هل ينتظر أهل غضاضة الصحة الا نوازل السقم.
آيا انتظار مىكشند اهل طراوت و تازگى صحت و تندرستى مگر فرود آيندههاى بيمارى را، اين هم استفهام انكاريست يعنى انتظار نمىكشند مگر آنها را و عاقبت صحت نيست مگر بيماريى كه فرود آيد باين كس، پس تا صحت هست و كارى از اين كس مىآيد بايد آنرا غنيمت شمرد و بكارى پرداخت كه سبب رستگارى گردد،