شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٥ - ١٠٣٠٨ لا تصحب المائق فيزين لك فعله، و يود أنك مثله
١٠٣٠٥ لا تجر لسانك الا بما يكتب لك أجره و يجمل عنك نشره.
روان مگردان زبان خود را مگر به آن چه نوشته شود از براى تو اجر آن و نيكو باشد از تو پهن شدن آن، يعنى پهن شدن آن از تو نيكو باشد و در مقام مدح و خوبى تو آنرا از تو نقل كنند.
١٠٣٠٦ لا تعرض لعدوك و هو مقبل، فان اقباله يعينه عليك، و لا- تعرض له و هو مدبر، فان ادباره يكفيك أمره.
متعرض مشو مر دشمن خود را و حال آنكه او مقبل باشد يعنى هنگام اقبال او باشد، پس بدرستى كه اقبال او يارى ميكند او را بر تو يعنى بر دفع تو، و متعرض مشو مر او را و حال آنكه او مدبر باشد يعنى در وقت ادبار او، پس بدرستى كه ادبار او كفايت ميكند از براى تو كار او را يعنى همان ادبار او كارگزارى ميكند از براى تو كار او را و محتاج بزحمت و تعب تو نيست در اين كه متعرض او شوى.
١٠٣٠٧ لا تخل نفسك من فكرة تزيدك حكمة، و عبرة تفيدك عصمة.
خالى مگذار نفس خود را از فكرى كه زياد كند ترا حكمتى، و از عبرتى كه عطا كند ترا عصمتى. «فكرت» اسميست بمعنى تفكر و تأمل، و «حكمت» چنانكه مكرر مذكور شد علم راست درست را گويند، يا هر گاه با عملى درست نيز باشد، و «عبرت» بمعنى پى بردن از چيزيست بچيز ديگر و استنباط آن از آن، و «عصمت» بمعنى نگهداريست يعنى عبرتى كه باعث نگهدارى تو شود از بلائى يا بديى در اخلاق يا اعمال.
١٠٣٠٨ لا تصحب المائق فيزين لك فعله، و يود أنك مثله.