شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٣٣ - ٩٨١٢ مجالسة العوام تفسد العادة
دوستى صاحبان دين دير برنده شونده است و پاينده ثبات و بقاء، زيرا كه دوستى ايشان معلل بعرضى نيست بغير رضاى حق تعالى و ظاهرست كه چنين دوستى پاينده ماند.
٩٨٠٧ مسرة الكرام فى بذل العطاء، و مسرة اللئام فى سوء الجزاء.
شادمانى كريمان در بذل عطاست كه بكنند و شادمانى لئيمان در بدى جزاست يعنى در اين كه بجزاى نيكى كه كسى بايشان بكند بدى بكنند باو، و مراد به «كريمان» چنانكه مكرر مذكور شد مردم گرامى بلند مرتبه است يا اهل سخاوت وجود، و به «لئيمان» مردم دنى پست مرتبه يا بخيلان.
٩٨٠٨ مفتاح الخير التبرى من الشر.
كليد خير بيزارى جستن از شرست، يعنى از اين كه شر او بكسى برسد، هر كه اين معنى را بدست آورد در هر خير بر او بگشايد.
٩٨٠٩ مفتاح الظفر لزوم الصبر.
كليد فيروزى لازم بودن با صبرست و جدا نشدن از آن.
٩٨١٠ منازعة الملوك تسلب النعم.
نزاع كردن با پادشاهان زايل ميكند نعمتها را.
٩٨١١ مجاهرة الله سبحانه بالمعاصى تعجل النقم.
آشكار كردن با خداى سبحانه بگناهان تعجيل مىفرمايد انتقامها را، يعنى آشكارا گناهان كردن و پنهان نداشتن آنها و بيباك بودن از آن تعجيل مىفرمايد انتقامهاى خداى عز و جل را و سبب اين مىشود كه حق تعالى بزودى از او انتقام بكشد.
٩٨١٢ مجالسة العوام تفسد العادة.