شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠١ - ٩٦٧٦ ما أطال أحد الأمل إلا نسى الأجل و أساء العمل
باين كه در پى آن كنم خواهر آن را يعنى تاى آن را، پس بدرستى كه منع كردن آخرها قطع ميكند شكر اولها را، مراد ترغيب در اينست كه كسى كه احسانى بكسى كرده باشد قطع احسان باو نكند و آن را مستمر دارد تا اين كه شكر او و دعاى او قطع نشود و شكر نعمت سابق و لاحق هر دو بكند و اگر ترك احسان باو بشود در آخر او قطع شكر نعمت اول نيز بكند پس احسان باو سبب شكر بر آن و تجديد شكر نعمت سابق نيز مىشود پس هر كه در سابق نعمتى باو داده شده باشد اين وسيله خويشست از براى او از براى طلب إحسان ديگر حتى اين كه فرمودهاند كه: وسيله بزرگتر از اين نيست نزد من.
٩٦٧٥ ما يمنع أحدكم أن يلقى أخاه بما يكره من عيبه الا مخافة أن يلقاه بمثله، قد تصافيتم على حب العاجل و رفض الآجل.
منع نمىكند هيچ يك از شما را اين كه برخورد برادر خود را به آن چه ناخوش مىدارد از عيب او مگر ترس اين كه او نيز ملاقات كند او را بمثل آن بتحقيق كه صاف شدهايد با يكديگر بر دوستى دنيا و ترك آخرت، مراد ترغيب در اينست كه كسى كه در برادر مؤمن خود عيبى ببيند كه ناخوش دارد آن را اظهار كند آن را باو تا او زايل كند آن را از خود، و فرموده كه شما كه اين را نمىكنيد مانع ديگر نداريد از اين مگر ترس اين كه هر گاه يكى از شما چنين كند با برادر خود او نيز چنين كند با او و عيب او را باو اظهار كند و او خود راضى نيست بآن، پس همه با يكديگر صلح كردهايد بر دوستى دنيا و اين كه مكروهى در دنيا بيكديگر نرسانيد و ترك كردهايد آخرت را و باكى نداريد از اين كه عيبهاى شما كه باعث زيان آخرت شما باشد در شما بماند و اصلاح آنها نكنيد.
٩٦٧٦ ما أطال أحد الأمل إلا نسى الأجل و أساء العمل.
دراز نكشد هيچ يك از شما اميد را مگر اين كه فراموش كند اجل را و بد كند