شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٥ - ١٠٩١٢ لا سوأة أقبح من المن
١٠٩٠٩ لا شيء أحسن[١] من عقل مع علم، و علم مع حلم، و حلم مع قدرة.
نيست چيزى نيكوتر از عقلى با علمى، و علمى با حلمى، و حلمى با قدرتى، يعنى حلمى كه با وجود قدرت بر تلافى و انتقام باشد.
١٠٩١٠ لا ينصح اللئيم أحدا الا عن رغبة أو رهبة، فاذا زالت الرغبة و الرهبة عاد الى جوهره.
صاف و خالص نمىشود لئيم با كسى مگر از راه رغبتى يا ترسى، پس هر گاه زايل شود آن رغبت و آن ترس برگردد بسوى گوهر خود، مراد به «لئيم» دنى پست مرتبه است و مراد اينست كه اوصاف و خالص سلوك نمىكند با كسى مگر اين كه رغبتى داشته باشد در احسان او يا ترسى داشته باشد از او، پس هرگاه زايل شود آن، برميگردد بگوهر ذات خود و عمل ميكند بر وفق مقتضاى آن كه شرارت و بدى باشد، و ممكن است كه در وقت رغبت يا ترس در باطن نيز صاف شود و چون آن زايل شود برگردد بهمان ذات و خود و ناصافى آن.
١٠٩١١ لا نعمة أهنأ[٢] من الأمن.
نيست نعمتى گواراتر از امنيت.
١٠٩١٢ لا سوأة أقبح[٣] من المن.
نيست خوى بدى زشتتر از منت گذاشتن، زيرا كه آن خوى بديست كه بعبث احسانها را نيز باطل ميكند بخلاف خويهاى بد ديگر كه همين بدى خود را دارند.
[١] - شارح( ره) آخر اين كلمه را هم مفتوح و هم مضموم ضبط كرده است مطابق قاعده.
[٢] - شارح( ره) آخر اين كلمه را هم مفتوح و هم مضموم ضبط كرده است مطابق قاعده.
[٣] - شارح( ره) آخر اين كلمه را هم مفتوح و هم مضموم ضبط كرده است مطابق قاعده.