شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦١ - ١٠٩٩٨ يا دنيا يا دنيا اليك عنى، ابى تعرضت أم الى تشوقت، لا حان حينك، غرى غيرى لا حاجة لى فيك، قد طلقتك ثلاثا لا رجعة لى فيها، فعيشك قصير، و خطرك يسير، و أملك حقير، آه من قلة الزاد، و طول الطريق، و بعد السفر، و عظم المورد
١٠٩٩٨ يا دنيا يا دنيا اليك عنى، ابى تعرضت أم الى تشوقت[١]، لا حان حينك، غرى غيرى لا حاجة لى فيك، قد طلقتك ثلاثا لا رجعة لى فيها، فعيشك قصير، و خطرك يسير، و أملك حقير، آه من قلة الزاد، و طول الطريق، و بعد السفر، و عظم المورد.
اى دنيا اى دنيا دور شو از من، آيا مرا فرا پيش آمده يا بسوى من مشتاق شده، نزديك نيست وقت تو، فريب ده غير مرا، نيست حاجتى مرا بسوى تو، بتحقيق كه طلاق دادهام من ترا سه مرتبه كه نيست رجوعى مرا در آنها، پس عيش تو كوتاه است، و قدر تو اندكست، و اميد تو كوچك است، آه از كمى توشه و درازى راه و دورى سفر[٢] و بزرگى جائى كه بايد وارد شد، تشبيه شده دنيا بزنى كه فريب دهد آدمى را كه او را تزويج نمايد چنانكه شايع است و اين سخنان با او از براى استماع مردم است و اين كه حال آن بر ايشان ظاهر شود و خواستگارى آن ننمايند، «و آيا مرا فرا پيش آمده» يا «بسوى من مشتاق شده» استفهاميست از براى تعجب از اينها و اظهار اين كه اينها ارادههائيست باطل نسبت بمن چه من كسى نيستم كه رغبت در تو كنم و خواستگارى تو نمايم، و «نزديك نيست وقت تو» يعنى وقت وصل من و تو أمرى نيست كه نزديك باشد خيال دوريست كه كرده، و ممكن است كه جمله دعائى باشد و ترجمه اين باشد كه: نزديك مباد وقت وصل تو نسبت بمن يا نسبت بكسى، و «فريب ده غير مرا» يعنى من كسى نيستم كه فريب تو
[١] - بعضى از فضلا و شراح نهجالبلاغه اين كلمه را بفاء خوانده و از ماده« ش و ف» گرفتهاند زيرا بفاء هم معنى درست است، طريحى( ره) در مجمع البحرين گفته:
« تشوفت الى الشيء تطلعت، و منه: النساء يتشوفن من السطوح».
[٢] - در اين باب نيكو سرودهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|