شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٧ - ١٠٠٠٤ نحن أمناء الله على عباده، و مقيمو الحق فى بلاده، بنا ينجو الموالى و بنا يهلك المعادى
مانند آن بالش، و ممكن است كه تشبيه ببالش ميانه باعتبار اين باشد كه بالشى كه در ميانه صف بالشها مىگذارند در متعارف بهترين بالشهاست، و ممكن است نيز كه «وسطى» بمعنى ميانه نباشد بلكه بمعنى بهترين باشد و مراد اين باشد كه: ما بهترين تكيه گاهيم، و ممكن است كه تشبيه همين ببالش باعتبار تكيه گاه بودن باشد، و «ميانه بودن» وصفى ديگر باشد از براى ايشان، و مراد اين باشد كه:
ما تكيه گاه ميانهايم باعتبار يكى از آن دو وجه و بنا بر اين لازم نيست كه مشبه به بالش ميانه باشد، و مراد به «تالى» كسيست كه در عقب مانده باشد و بايشان رسيده باشد و اعتراف بحقيت ايشان نكرده باشد و به «غالى» كسيست كه از حد در گذشته باشد و اعتراف بحقيت ايشان كرده باشد اما زياده بر مرتبه ايشان از براى ايشان قرار داده باشد مانند جمعى كه بألوهيت آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه قائل شدهاند و حاصل معنى اينست كه: آن بالش ميانه كه مائيم لاحق مىشود بآن تالى يعنى بايد كه لاحق شود بآن كسى كه در عقب مانده باشد و نرسيده باشد بآن، و «بر مىگردد بآن غالى» يعنى كسى كه از حد در گذشته باشد در باره ايشان بايد كه برگردد بايشان و قائل شود به آن چه خود در باره خود فرمودهاند، و در بعضى روايات اين كلام معجز نظام «بنا» بجاى «بها» و «الينا» بجاى «اليها» واقع شده، و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بما لاحق مىشود تالى، و بسوى ما برميگردد غالى، و اين ظاهرترست.
١٠٠٠٤ نحن أمناء الله على عباده، و مقيمو الحق فى بلاده، بنا ينجو الموالى و بنا يهلك المعادى.
مائيم امينان خدا بر بندگان او، و بر پاى دارندگان حق در شهرهاى او، بما رستگار مىگردد دوست، و بسبب ما هلاك مىگردد دشمن.