شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٤ - ١٠٢٢٥ لا تؤيس الضعفاء من عدلك
١٠٢٢٠ لا تمازح الشريف فيحقد عليك.
مزاح مكن با بلند مرتبه پس كينهور گردد بر تو، يعنى غالب اينست كه كسى كه بلند مرتبه باشد خوش نمىآيد او را مزاح كسى با او و باعث اين مىشود كه كينه او را در دل گيرد.
١٠٢٢١ لا تلاح الدنى فيجترئ عليك.
منازعه مكن با پست مرتبه پس دلير شود بر تو، يعنى اگر منازعه كنى با او دلير مىشود بر تو و رعايت ادب تو نكند.
١٠٢٢٢ لا يغلبن غضبك حلمك.
غلبه نكند زينهار خشم تو بردبارى ترا، يعنى بايد كه خشم خود را ببردبارى فرونشانى و نگذارى كه خشم بر آن غلبه كند و ترا در صدد تلافى و انتقام اين كار در آورد.
١٠٢٢٣ لا يبعدن هواك علمك.
دور نگرداند زينهار هواى تو علم ترا، «دور كردن هوا علم را» كنايه از اينست كه هوا و خواهش او را فرمانبردار خود گردانند و نگذارند كه عمل بعلم خود كند پس گويا دور گردانيدهاند علم او را از او.
١٠٢٢٤ لا تطمع العظماء فى حيفك.
بطمع مينداز عظما را در جور و ظلم خود، يعنى چنين مكن كه عظما بطمع افتند كه تو از براى رعايت ايشان جور و ظلمى بر كسى بكنى.
١٠٢٢٥ لا تؤيس الضعفاء من عدلك.
نوميد مساز ضعفا را از عدل خود، يعنى چنان مكن كه اگر طرف حق ضعيف باشد تو رعايت جانب قوى كنى و حكم بعدل نكنى از براى او چنانكه در بسيارى