شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥ - ٩٢٧٧ من الايمان حفظ اللسان
تنبيه ايشان شده با اين كه فاسد كردن معاد نيز بدبختيست و اگر نه عمده بدبختى همانست.
٩٢٧٥ من أعظم المحن دوام الفتن.
از بزرگترين محنتها پاينده بودن فتنههاست، يعنى زمانى كه فتنه و آشوب در آن دائمى باشد، پس پناه بايد جست بحق تعالى از آن و شكر بايد كرد در زمانى كه چنين نباشد، و ممكن است كه غرض اشاره نيز باشد باهتمام در سعى و استخلاص از فتنه آخرت كه پاينده است.
٩٢٧٦ من ضيق العطن لزوم الوطن.
از تنگى عطن است لازم بودن وطن، «عطن» جائى را گويند كه نزد آب شتران را بعد از خوردن آب بخوابانند تا بار ديگر آب دهند و بعد از آن بچراگاه خود برند و «تنگى عطن» مثل است از براى تنگدستى و كم همتى، و مراد اينست كه از جمله تنگدستى و كم همتى لازم بودن در وطن است و بيرون نرفتن از آن بسفرها، و كسى را كه همت و دست و دل گشاده باشد نمىشود كه صبر كند بر آن و بسفرها نرود از براى كسب فضايل و منافع اخروى و دنيوى، و ممكن است كه مراد به «لزوم وطن» ماندن در آن و نقل نكردن از آن باشد بجاى ديگر با وجود تعب و آزار كه در آن كشد و اين كه اين از جمله كم همتى است، صاحب همت در چنين وطنى نماند و بجاى ديگر رود كه چنان نباشد.
٩٢٧٧ من الايمان حفظ اللسان.
از ايمانست نگهدارى زبان، يعنى از فحش و غيبت و امثال آنها، يا از سخن گفتن بسيار نيز، و بنا بر اين مراد اينست كه آن از كمال ايمانست و بنا بر اول نيز ممكن است كه مراد اين باشد بنا بر مشهور از عدم اعتبار عمل در اصل ايمان، و ممكن است كه مراد اين باشد كه از اجزاى ايمانست يا شرايط آن بنا بر اين كه عمل نيز معتبر باشد در ايمان.