شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢ - ٩٢٦٣ من الحزم قوة العزم
نباشد ناقص و ناتمام باشد هر چند اصل آن از براى حق تعالى باشد و اهتمامى بآن غرض ديگر نباشد.
٩٢٥٩ من أقبح الغدر اذاعة السر.
از زشتترين بيوفائيست فاش كردن سر، يعنى فاش كردن سر كسى بيوفائيست با او از زشتترين بيوفائيها.
٩٢٦٠ من أعظم المكر تحسين الشر.
از بزرگترين مكر تحسين كردن شرست يعنى تحسين كردن شر و بديى كه كسى بكند مكريست با او از بزرگترين مكرها.
٩٢٦١ من مأمنه يؤتى الحذر.
از مأمن خودش آمده مىشود بسيار حذر كننده، مراد اينست كه حذر كردن بسيار سودى ندارد و اعتماد بر آن نتوان كرد، بسيار مىشود كه چنين كسى در مأمن و محل امنيت خودش آمده مىشود يعنى بلائى يا هلاكتى مىآيد او را، و ممكن است كه «يؤتى» بمعنى «آمده مىشود» نباشد بلكه بمعنى «هلاك گردانيده مىشود» باشد، و حاصل هر دو يكيست، پس بايد كه اعتماد و توكل بر حفظ و نگهدارى حق تعالى باشد هر چند قدرى از حذر نيز بايد چنانكه از اخبار ديگر ظاهر مىشود.
٩٢٦٢ من أفضل الايمان الرضا بما يأتي به القدر.
از افزونترين ايمان راضى شدنست به آن چه بياورد آن را قدر، يعنى به آن چه تقدير و حكم حق تعالى بآن جارى شده باشد از براى او، خواه تنگى روزى باشد و خواه فراخى آن، و خواه بيمارى باشد و خواه صحت، و همچنين در نظاير آن.
٩٢٦٣ من الحزم قوة العزم.
از دور انديشيست قوت عزم، يعنى اين كه عزم هر كار كه كسى كند عزم او