شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٢ - ١٠٠٥٧ هب اللهم لنا رضاك، و أغننا عن مد الأيدى الى سواك
مرگ، و «نمىترسد از فوت» يعنى فوت طاعات و عبادات از او.
١٠٠٥٦ هب ما أنكرت لما عرفت، و ما جهلت لما علمت.
ببخش آنچه را نشناخته از براى آنچه شناخته، و آنچه را ندانسته از براى آنچه دانسته، ظاهر اينست كه مراد به «آنچه نشناخته» چيزى باشد كه آنرا بد داند و ناخوش او باشد، و به «آنچه شناخته آنرا» آنچه خوب داند و خوش دارد، و مراد اين باشد كه: هر گاه كسى نسبت بتو بعضى بديها كرده باشد و بعضى نيكيها، بديهاى او را ببخش بنيكيهاى او، و مراد به «آنچه ندانسته» و «آنچه دانسته» نيز همين باشد و تأكيد باشد، يا اين كه مراد بآن اين باشد كه: هر گاه بعضى كارهاى كسى را بدانى كه نيكيست بتو و بعضى را ندانى كه از راه نيكيست يا بدى، ببخش آنچه را ندانى به آن چه دانى، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه: گمان كن و بشمار آنچه را نشناخته نظيرى از براى آنچه شناخته، و آنچه را ندانسته نظيرى از براى آنچه دانسته، و مراد اين باشد كه: هر گاه در عصر خود چيزى چند را ببينى و بدانى كه واقع مىشود عصرهاى گذشته را نيز كه نمىدانى نظير آن دان و تجويز وقوع امثال آن امور در آنها نيز بكن و إنكار آن مكن مثل اين كه هر گاه ميل مردم عصر خود را در دنيا ببينى و ببينى كه از براى دنيا از سر دين مىگذرند و باكى ندارند از آن پس عصرهاى سابق را نيز بر اين قياس كن و استبعاد مكن از اين كه ايشان نيز چنين بوده باشند و امامت را مثلا غصب كرده باشند از اهل آن با وجود علم بحقيت ايشان و نصوص داله بر آن چنانكه أكثر اهل سنت متمسك ميشوند باين استبعاد و بسبب آن حكم ميكنند بحقيت خلفاى خود، و الله تعالى يعلم.
١٠٠٥٧ هب اللهم لنا رضاك، و أغننا عن مد الأيدى الى سواك.
ببخش ما را خداوندا خشنودى خود، و بى نياز گردان ما را از كشيدن دستها بسوى غير تو.