شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٨ - ١٠٠٥١ هذا اللسان جموح لصاحبه
المستقيم، هو هدى لمن ائتم به، و زينة لمن تحلى به، و عصمة لمن اعتصم به، و حبل لمن تمسك به.
آنست فصل نيست بهزل، آنست گويا بطريقه عدل و امر كننده بفضل، آنست ريسمان استوار خدا و ذكر حكيم، آنست وحى أمين خدا و ريسمان متين او، و آنست بهار دلها و چشمههاى علم، و آنست راه راست، آنست راه نماينده از براى كسى كه اقتدا كند بآن، و زينتى از براى كسى كه زيور يابد بآن، و نگاهداريى از براى كسى كه چنگ در زند بآن، و ريسمانى از براى كسى كه دست زند بآن.
«فصل» بصاد بى نقطه بمعنى جدا كردنست و مراد اينست كه: آن جدا كننده ميانه حق و باطل است در هر باب، و «هزل» سخنى يا كارى را گويند كه ببازى گفته يا كرده شود و جدى در آن نباشد، و «فضل» بضاد با نقطه بمعنى افزونى مرتبه است، و مراد اينست كه: قرآن امر كننده است به آن چه سبب افزونى مرتبه گردد، و چون ريسمان چيزيست كه مردم دست زنند بآن از براى بالا رفتن بجائى يا پائين آمدن از آن، شايع شده استعمال آن در هر وسيله و دست آويزى از براى رسيدن بمطلبى، و مراد اينست كه: آن وسيله استواريست از براى رسيدن بسعادت و نيكبختى، و «ذكر» بمعنى يا دست، و «حكيم» يعنى مشتمل بر حكمت يعنى علم راست درست، يا محكم از رسيدن خللى بآن، و مراد اينست كه: قرآن ذكر و ياديست آنچه را حق تعالى فرموده، و آنچه در آن مذكور شده مشتمل است بر حكمتها و علوم حقه، يا محكم است از راه يافتن خللى بآن، و «وحى» بمعنى إعلام و إلهام است، و «أمين» است يعنى مأمونست از خطا و غلط.
١٠٠٥١ هذا اللسان جموح لصاحبه.
اين زبان بسيار سركشى كننده است با صاحب خود، غرض اينست كه عنان