شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٣ - ١٠٥٩١ لا أشجع من لبيب
نيكويى احسان نمىآيد و از آن توقع آن نبايد داشت، يا اين كه مراد برفق رفق حق تعالى و لطف او باشد و مراد اين باشد كه: با درشتخوئى كسى لطف حق تعالى با او جمع نمىشود، و الله تعالى يعلم.
١٠٥٨٦ لا يتعلم من يتكبر.
تعليم نمىگيرد كسى كه تكبر كند، مراد منع از تكبرست و اين كه باعث اين مىشود كه از تعليم گرفتن علم ننگ داشته باشد و جاهل بماند.
١٠٥٨٧ لا يزكو عمل متجبر.
پاكيزه نمىباشد عمل متكبرى، يا اين كه فزايش نمىكند عمل متكبرى، و بر هر تقدير مراد اينست كه مقبول نمىشود قبول كاملى.
١٠٥٨٨ لا أشجع من برىء.
نيست دليرتر از بى گناهى، مراد اينست كه كسى كه در واقعه بى گناه باشد او دلير ميباشد و خوف و ترس و اضطرابى او را نباشد بخلاف كسى كه گنهكار باشد كه ترسان و لرزان باشد و از اين استنباط بىگناهى و گنهكارى هر يك مىتوان كرد.
١٠٥٨٩ لا أوقح من بذى.
نيست بيحياتر از كسى كه فحش گويد.
١٠٥٩٠ لا أجبن من مريب.
نيست ترسناكتر از شك زدهه، يعنى كسى كه در واقعه كه شكى در خود داشته باشد و خاطرش از بيگناهى خود جمع نباشد چنانكه در شرح فقره سابق سابق مذكور شد.
١٠٥٩١ لا أشجع من لبيب.