شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٥ - ١١٠٤١ يظهر شيمة المحسنين، و يبطن عمل المسيئين
مراد مذمت آدميست و اين كه دعوى ميكند بگمان خود اين كه اميد مىدارد از خدا، و سوگند بخداى بزرگ كه دروغ مىگويد اين را يعنى اميدى چنانكه بايد و حقيقت اميدست ندارد، زيرا كه ظاهر نمىشود اميد او در عمل او، و هر كه اميد داشته باشد معلوم مىشود اميد او در عمل او از كمال سعى او از براى آن و اهتمام او بآن مگر اميد از خدا كه آن عيبناك است زيرا كه لازم آن كه سعى و اهتمام در عمل باشد با آن نيست، و اگر عيبى نمىداشت لازم آن از آن جدا نمىشد، و همچنين هر ترسى محقق است مگر ترس از خدا كه آن معلول و سقيم است بهمان علت كه در اميد مذكور شد. و بعد از اين از براى تأكيد اين معنى فرمودهاند كه: اميد مىدارد آدمى از خدا در بزرگ يعنى در چيزهاى عظيم كه آن رحمت و بخشايش حق تعالى باشد و بهشت و نعمتهاى آن و خلاصى از جهنم و نقمات آن، و اميد مىدارد از بندگان در كوچك خرد كه آن منفعتى باشد از منافع دنيوى كه همه كوچك و حقيرست و با وجود اين پس عطا ميكند بنده را آنچه عطا نمىكند پروردگار را كه آن كمال سعى و اهتمام باشد در اطاعت و انقياد شخصى كه اميد از او دارد و عدم آن سعى و اهتمام در اطاعت و انقياد حق تعالى، پس چيست شأن خداى عز و جل كه كوتاهى كرده مىشود نسبت باو از آنچه كرده مىشود با بندگان او، پس معلوم مىشود كه اميد او بخدا اميدى نيست كه در حقيقت اميد باشد مانند اميد بديگران.
بعد از آن التفات فرمودهاند از غيبت بخطاب و خطاب فرمودهاند بآدمى باين كه:
اين سلوك تو با خدا آيا از براى اينست كه مىترسى كه در اميد تو باو دروغگو باشى يعنى اين كه در حقيقت اميدى ندارى بخدا و سعيى نمىكنى آيا از براى اينست كه اگر اميد داشته باشى مىترسى كه خدا اميد ترا بر نياورد و تو دروغگو برآئى،