شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠٦ - شرح اخبار طينت
من هم مثل او بودم، پس عقاب من با وجود طينت بد روا نباشد؟
جواب گوئيم كه: در استحقاق ثواب و عقاب اصل قدرت هر دو بر طرفين كافيست چنانكه مذكور شد، و طينت بد هرگز كافر را مجبور و مضطر بكفر و افعال بد نكنند و باعث اين نمىشود كه او مستحق عقاب شود.
و اما اين كه گويد: چرا به من طينت بد دادى و طينت خوب ندادى و اگر بمن هم طينت خوب داده بودى من هم مثل مؤمن مىبودم، پس ترجيح او بر من جهتى ندارد؟
جواب گوئيم كه: اگر طينت خوب داده مىشد او او نبود بلكه شخصى ديگر بود پس او نتواند گفت كه: اگر مرا از طينت خوب خلق مىكردى من هم مؤمن مىبودم و خوب مىكردم، زيرا كه شخصى كه از طينت بد خلق شده باشد محال است كه او از طينت خوب خلق شود بلكه هر كه از طينت خوب خلق شود شخصى ديگر باشد و تحقيق اين سخن اينست كه طينت خوب و بد هر دو قابل اينند كه از آن جمعى خلق شوند كه باعتبار قدرت و اختيار هر يك قابل استحقاق ثواب و عقاب باشند و حق تعالى از هر يك بقدرى كه مصلحت دانسته گروهى خلق كرده، تا اين كه اگر ايمان آورند و اطاعت كنند مستحق ثواب و تعظيم و تبجيل گردند، و اگر كفر و عصيان ورزند مستوجب عقاب و تعذيب و تنكيل باشند و هر شخصى كه از طينتى آفريده شده محال است كه آن شخص از طينت ديگر خلق شود زيرا كه طينت ديگر قابل آن نيست كه آن شخص از آن خلق شود، پس هر گاه كافر گويد كه: چرا مرا هم از طينت خوب خلق نكردى و اگر مرا هم از آن خلق كرده بودى من هم مؤمن و خوب مىبودم، جواب او اينست كه: او از طينت خوب خلق نمىتوانست شد و از طينت خوب بقدر مصلحت خلق شده نهايت چون حق تعالى فياض على الاطلاق است و دانسته كه از طينت بد نيز جمعى استحقاق فيضان وجود دارند و بعد از افاضه وجود بر ايشان باعتبار