شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٩ - ١٠٢٠١ لا تستعظمن النوال و ان عظم، فان قدر السؤال أعظم منه
ايمن مباش از دشمنى و اگر چه شكر كند، زيرا كه ممكن است كه آن شكر او از براى مكر و فريب باشد تا اين كه او را از دشمنى خود ايمن گرداند و دست از حفظ و حراست خود بر دارد تا هر چه خواهد از دشمنى تواند كرد، يا اين كه مردم او را دوست او گمان كنند و بعد از آن آنچه گويد در باره او قبول كنند.
١٠١٩٨ لا تشاور عدوك و استره خبرك.
مشورت مكن با دشمن خود و بپوشان از او خبر خود را، يعنى خبر مده او را بچيزى از احوال خود، و در بعضى نسخهها «خيرك» بياء دو نقطه زيرست و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بپوشان از او مال خود را.
١٠١٩٩ لا يكن أهلك و ذوودك أشقى الناس بك.
نبوده باشند اهل تو و صاحب دوستى تو بدبختترين مردم بتو، يعنى چنين مكن كه اهل و دوستان خود را احسان و رعايت كمتر از ديگران كنى و ايشان محرومتر از ديگران باشند از جانب تو، چنانكه طريقه بعضى از مردم دنياست كه اهل و دوستان خود را وامىگذارند و برعايت ديگران مىپردازند، و در بعضى نسخهها «ذووك» بجاى «ذو ودك» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: نبوده باشد اهل تو و مصاحبان تو بدبختترين.
١٠٢٠٠ لا تستكثرن العطاء و ان كثر، فان حسن الثناء أكثر منه.
بسيار مشمار عطا را و هر چند بسيار باشد پس بدرستى كه نيكوئى ستايش بيشتر از آنست، يعنى هر چند عطاى تو بسيار باشد تو آنرا بسيار مشمار زيرا كه عوضى كه تو مىگيرى بسبب آن كه آن نيكوئى ستايش است از آن عطا كرده شده يا هر كه بر آن مطلع شده بيشترست از آن.
١٠٢٠١ لا تستعظمن النوال و ان عظم، فان قدر السؤال أعظم منه.