شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٦ - ٩٤٨٧ ما أقرب الحيوة من الموت
٩٤٨٥ ما سعد من شقى[١] إخوانه.
نيكبخت نگردد كسى كه بدبخت كند برادران خود را يعنى ظلم و ستم كند بر ايشان يا واگذارد ايشان را و رعايت ايشان نكند با وجود قدرت بر آن.
٩٤٨٦ ما عز من ذل جيرانه.
عزيز نگردد كسى كه خوار كند همسايگان خود را.
٩٤٨٧ ما أقرب الحيوة من الموت.
چه نزديك كرده است حيات را از مرگ، مراد تعجب است از كمال نزديكى حيات بمرگ و مبالغه و تأكيد در آن باستفهام و سؤال از سبب آن، كه آيا چه سبب دارد كه اين همه نزديك شده بآن، و اين بنا بر مذهب فراء است كه ظاهرترين مذاهب است در فعل تعجب چنانكه شيخ رضى تحقيق كرده و بنا بر مذهب سيبويه ترجمه اينست كه: چيز عظيمى نزديك كرده حيات را از مرگ، و بنا بر مذهب اخفش اين كه آنچه نزديك كرده حيات را از مرگ چيزى عظيمى است و حاصل همه اينست كه: چه نزديك است حيات بمرگ، زيرا كه هرگاه مراد اين باشد مىتوان گفت كه آيا چه چيز چنين نزديك كرده اين را بآن، و مىتوان گفت كه: البته چيز عظيمى چنين نزديك كرده اين را بآن، يا اين كه آنچه نزديك كرده اين را بآن البته چيز عظيمى باشد كه چنين نزديك كرده و چون حاصل همه يكيست و قول اول ظاهرترست ما در ترجمه در فقرات نظائر اين بعد از اين اكتفا مىنمائيم بوجه اول و آن دو وجه ديگر در همه آنها جاريست.
[١] - كلمه« شقى» بخط شارح بفتح شين و كسر قاف كه معتل اللام يائى است ثبت شده و باين وزن فعل« شقى» فقط لازم استعمال شده پس« اخوانه» فاعل آن و مرفوع خواهد بود نه مفعول آن و منصوب چنانكه شارح( ره) اعراب گذاشته و ترجمه كرده، بلى« شقا» كه معتل اللام واوى و از باب نصر ينصر بكار رفته بمعنى متعدى است گويند« شقى الله فلانا الى جعله شقيا» ليكن فقره« ما عز من ذل جيرانه» كه شارح( ره) در آن نيز اشتباه كرده( زيرا« ذل» فعل لازم است و« جيرانه» فاعل آنست و بايد مرفوع باشد در صورتى كه وى منصوب خوانده است) مؤيد وجه اول است، فتبصر.