شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٧ - ١٠٩٢١ لا يكون العالم عالما حتى لا يحسد من فوقه، و لا يحتقر من دونه، و لا يأخذ على علمه شيئا من حطام الدنيا
باشد آن را يعنى آن را در فرمان خود در آورده باشد.
١٠٩١٨ لا عاجز[١] أعجز ممن أهمل نفسه فأهلكها.
نيست ناتوانى ناتوانتر از كسى كه وا گذاشته باشد نفس خود را، پس هلاك كرده باشد آنرا.
١٠٩١٩ لا غنى مع سوء تدبير.
نيست توانگريى با بدى تدبيرى يعنى حاصل نمىتواند شد با آن، و اگر حاصل شده باشد هر گاه با آن باشد در اندك زمانى زايل شود، و در بعضى نسخهها «تبذير»:
بجاى «تدبير» است و ترجمه اينست كه: با بدى اسرافى يعنى اسرافى كه بدست يا باسراف زيادى كه بدتر از اسراف كم است.
١٠٩٢٠ لا فقر مع حسن تدبير.
نيست درويشيى و حاجتى با نيكوئى تدبيرى، يعنى با وجود نيكوئى تدبير درويشى و فقر باقى نمىماند بلكه مبدل مىشود بتوانگرى، يا اين كه با نيكوئى تدبير مىتوان قناعت كرد به آن چه باشد و خود را محتاج مردم نساخت كه آن حقيقت توانگريست.
١٠٩٢١ لا يكون العالم عالما حتى لا يحسد من فوقه، و لا يحتقر من دونه، و لا يأخذ على علمه شيئا من حطام الدنيا.
نمىباشد عالم عالم تا اين كه رشك نبرد كسى را كه بالاتر از او باشد، و كوچك نشمارد كسى را كه پستتر از او باشد، و فرا نگيرد بر علم خود چيزى را از حطام دنيا، يعنى از براى حكمى كه كند يا از براى تعليمى كه نمايد، و «حطام» بضم حاء و طاء هر دو بى نقطه چنانكه قبل از اين مذكور شد شكسته ريزه گياه خشك را گويند، و «متاع دنيا» را حطام گويند باعتبار تشبيه بآن در كم قدرى و بى اعتبارى.
[١] - شارح( ره) زاى« أعجز» را هم بفتح و هم بضم ضبط كرده و بر روى كلمه نيز« معا» نوشته تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر يك از فتح و ضم صحيح است.